« من بنده خدا و برادر پيامبر او هستم ، و من صدّيق اكبرم ، بعد از من جز دروغگوى مفترى اين را نمىگويد ، هفت سال قبل از مردم با رسول اللّه نماز گزاردم . »
حضرت مريم ( عليها السلام ) و همين طور فاطمه زهرا ( عليها السلام ) نيز صدّيقهاند ، و راجع به فاطمه زهرا ( عليها السلام ) هم خواهد آمد كه امام ( عليه السلام ) فرمود : مريم سيّده زنان زمان خود ، و فاطمه زهرا ( عليها السلام ) سيّده زنان عالميان است . ( 1 )
سيوطى نيز در اصول دين خود گفته است : فاطمه افضل زنان عالم است . ( 2 )
قصّه شهر سبزوار و ابوبكر نام در مثنوى .
مثنوى در دفتر پنجم داستانى آورده كه عنوان آن چنين است :
« حكايت محمّد خوارزمشاه كه شهر سبزوار كه همه رافضى باشند به جنگ گرفت ، امان جان خواستند ، گفت : آنكه امان دهم كه از اين شهر پيش من به هديه ابوبكر نامى بياوريد . » ( 3 )
قبل از آوردن اين عنوان مقدمتاً چنين مىگويد :
او بمانده در ميانشان زارزار * همچو بوبكرى به شهر سبزوار
سبزوار است اين جهان و مرد حق * اندر اين جا ضايع است و ممتحق ( 4 )
تا آنجا كه مىگويد :
رو بياور آن دلى كو شاه خوست * كه امان سبزوار كون از اوست
تا نيارى سجده نرهى اى زبون * گر بپيمايى تو مسجد را بكون ( 5 )
سپس چند شعر بعد از عنوان مذكور مىگويد :
هامش
1 - بحارالانوار 14 / 206 .
2 - حاشيه مفتاح العلوم ، 19 .
3 - مثنوى دفتر پنجم ، 845 .
4 - مثنوى : دفتر پنجم ، 867 .
5 - مثنوى : دفتر پنجم ، 893 .