خلافت او هم بوده ، چنانچه درباره انصار هم نقل شده است ، لكن با نقشه و ماجراى
ناهنجار سقيفه همه عقيم ماند و خلافت بر ابوبكر مستقر شد ، طوعاً أو كرهاً .
البته معلوم است كه نوادههاى عبداللّه بن عباس از عبداللّه سفّاح تا انقراض دولت بنى عبّاس حكومت داشتند ( 1 ) ، جز در مغرب ( اندلس ) .
و امّا اين كه مىگويد : « گشته دين را تا قيامت پشت و رو » ظاهراً مربوط به اواخر زمان بنى عباس بوده است ، و به نظر مىآيد گمان كرده كه اين هم كشف و شهودى از او است كه خلافت بنى عباس تا قيامت برقرار مىماند ، و ندانسته كه :
هر چه ديدى برقرار خود نماند * هرچه بينى هم نماند برقرار
و بعد با چشمان خويش شاهد هلاكت مستعصم و انقراض عباسيان شد ; چون فوت مولوى را 672 نوشتهاند و انقراض عباسيان 656 بود .
ابوسفيان هم بعد از خلافت عثمان اين سفارش را به بنى اميه مىكرد ، هارون الرشيد هم گفت : ما تا قيامت خلافت خواهيم كرد ، و مهدى هم از ما است كه در آينده خواهد آمد ، ولى در اخبار ائمّه شيعه خبر از انقراض بنى عباس آمده بود . ( 2 )
و عجب از حماقت اين بشر خيره سر كه از اين همه وقايع عبرت نمىگيرد ، و گفتهاند كه صدّام رييس جمهور عراق هم گفته است : « جئنا لنبقى » يعنى آمده ايم كه بمانيم ، و نخوانده كه خداوند فرموده است :
و سيعلم الذين ظلموا أيّ منقلب ينقلبون . ( 3 )
« ستمگران به زودى خواهند فهميد كه به كجا مىروند . »
هامش
1 - تاريخ يعقوبى 2 / 349 تا 511 .
2 - رجوع كنيد به سفينة البحار لغت « عبس » باب إخبار اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) عن زوال دولة بني العباس ، به همين جهت اهل حلّه كه شيعه بودند و آنجا مركز علماء شيعه بود از هلاكو امان خواستند ، أمّا مثنوى را به اينها چكار ؟ او به كشف و شهود خود سرمست است ، و فرمايش پيامبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) را فراموش كرده كه فرمود : « آخر مدّة الملوك البغي » حكومت پادشاهان به وسيله ظلم پايان مىيابد .
3 - سوره شعراء آيه 227 .