مركب از مطالب متنوّع و نقل قولها و ضرب المثلها و سرودهها و ادعيهاى هستند كه غالباً اجزاى هريك از آنها با يكديگر چندان همبستگى و ارتباطى ندارند . تعليمات اوپانيشادها را مىتوان علم الهى و يا علم توحيد تفسير نمود . با اين كيفيت كه بيشتر خطاب آنها برپايه عدم دوگانگى در وجود فراهم آمده است . ( 1 )
بهترين گواه و شاهد بر همانندى تصوّف و تعاليم اوپانيشاد ، سخنان روشن و صريح ( و در عين حال تعجب برانگيز ) داراشكوه كه يك صوفى عريق و يك هندى شناخته شده است ، مىباشد ( چنان كه قبلاً اشاره شد ) .
وى در مقدّمه ترجمه اوپانيشاد كه نام آن را « سرّ اكبر » نهاده است ، اوپانيشاد را اين چنين معرفى مىكند : اين خلاصه كتاب قديم ، كه بىشك و شبهه اولين كتاب سماوى و سرچشمه تحقيق و بحر توحيد است و موافق قرآن مجيد بلكه تفسير آن است ، . . . و حق جوى را ظاهر مىشود كه اين آيت بعينه در حق اين كتاب قديم است : انه لقران كريم فى كتاب مكنون لايمسّه الا المطهرون . . .
داراشكوه به جز ترجمه اوپانيشاد ، براى نشان دادن تشابه اسلام و قرآن با آئين هندو و كتاب مقدس آنان كتاب ديگرى تأليف كرده است و نام آن را مجمع البحرين نهاده و با اين شعر مولوى آغاز مىشود : ( 2 )
كفر و اسلام در رهش پويان * وحده لا شريك له گويان
در هر صورت جوهر تعليم اوپانيشاد مجموعه عرفان هندوان است كه نزديك به
هامش
1 - مقدمه اوپانيشاد ص 108 .
2 - ميراث صوفيه ، يادداشتها ، ص 256 ، مقدمه نائينى و دكتر تاراچند براوپانيشاد .
البته ترجمه داراشكوه در عين حال كه به گفته دكتر تاراچند ( معاون ابوالكلام آزاد وزير سابق فرهنگ هند و سفير سابق هند در ايران ) دقيق است و لكن به تعبير كتاب اديان و مكتبهاى فلسفى هند : داراشكوه گاه به حق و گاه به ناحق كوشيده است كه به مفاهيم هند و ، معادلهاى اسلامى بدهد و به عنوان مثال تثليث بزرگ هندوان يعنى براهما ، وشنو و شيوا را با معادل اسلامى آنها يعنى جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل مقايسه كرده است . ( كتاب اديان و مكتبهاى فلسفى هند ص 101 ) .