زيستشناسى تأليف كرده است ، گياهشناسى او در 9 كتاب نخستين اثر علمى در زيستشناسى است .
( 3 ) . ديفيل پزشك يونانى از سدهء سوم پيش از ميلاد بود .
( 4 ) . سيفنه يك جزيرهء بارخيز يونانى است كه در زمان باستان كان زر نيز داشت .
( 5 ) . دربارهء او چيزى يافت نشد .
( 6 ) . آريستفان ( 257 - 180 پ . م . ) از مردم بيزانس بود . او بر دانشهاى بسيارى دست داشت ، بهويژه در پيرايش و گزارش متنهاى ادبى يونان باستان ، در تاريخ ادبيات و در دستور زبان .
( 7 ) . لاكنى يا لاكنيا بخش مركزى اسپارت بود و سپس پايتخت اسپارت شد .
( 8 ) . گويا سيبى كه آريستفان از ايران معرفى مىكند ميوهاى جز از هلوى پيشين است . به هر روى به خرمالو نيز پرسيمون
( Persimone )
مىگويند .
( 9 ) . گويا خواست نويسنده اينست كه چون اين ميوه سفت است ، شيرهاى از آن بيرون نمىآيد كه به جامهها آسيب برساند ، ولى جامهها را خوشبو مىكند .
( 10 ) . آنتيفان كمدىسراى يونانى از سدهء چهارم و سوم پيش از ميلاد بود . شمار كمدىهاى او را 260 ، 280 و يا 365 اثر دانستهاند .
( 11 ) . ستارهء شباهنگ در برابر فسفر
( Phosphoros )
به معنى « روشنىآور » به كار رفته است . فسفر در اساطير يونانى در پيكر نوجوانى لخت و بالدار و مشعل به دست نمايش داده مىشود كه پيشاپيش ايزد خورشيد مىرود .
( 12 ) . هسپريد
( Hesperid )
در اساطير يونان زنان نگهبان سيبهاى زرّين زندگىاند و در واپسين نقطهء باختر به سر مىبرند . يكى از دوازده كارى كه هركول بايد انجام مىداد ، آوردن اين سيبها بود .
( 14 ) -
( 1 ) . آندروسثن از مردم ثاسس (
Thasos
، جزيرهاى در شمال درياى اژه ) يك افسر دريايى در خدمت اسكندر بود . او در سالهاى 324 و 323 پيش از ميلاد به پژوهش كرانههاى ايران و كشورهاى عرب پرداخت و كتابى با عنوان توصيف كنارههاى خليج پارس نوشت .
( 2 ) . خارس از مردم ميتيلنه ( نام ديگر جزيرهء يونانى لسبس
Lesbos
) بارسالار اسكندر بود و اثرى دربارهء رويدادهاى دربار اسكندر با گرايش به داستانپردازى