تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام على (ع) پيشواى صديقين (فارسى) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
« قبل از آنكه من را از دست دهيد سؤال كنيد ، زيرا به خدا سوگند كه من به راههاى آسمان از راههاى زمين بيشتر آشنايى دارم . » و به درجه‌اى از زهد وپارسايى مىرسد كه مىفرمايد : « ألا وإن إمامكم قد اكتفى من دنياه بقرصيه » . آرى ! امام شما از اين دنيا به دو قرص نان اكتفا كرده است و در همان وقت به مرتبه‌اى از شجاعت مىرسد كه مىفرمايد : « واللَّه لو انّ العرب تظاهرت عليّ لما وليّت عنها فرارا » . « به خدا سوگند اگر اعراب بر من يورش كنند ، فرار نخواهم كرد . » آيا يك شخصيت يا شخصيتهاى گوناگونى مىتواند در يك انسان تجلّى وعينيت يابد ؟ امام امير المؤمنين عليه السلام در مرتبه‌اى از اخلاق و رفتار نيكو ، چنان با مردم نزديك شده بود كه به خادم خود مىفرمايد : اين كار را انجام بده . اما او دستورات امام را اطاعت نمىكند ، آن حضرت سؤال مىكند آيا از من نمىهراسى ؟ او پاسخ مىدهد چرا هراس داشته باشم چون تو عادل هستى و به كسى ظلم روا نمىدارى ؟ يكى از زنان تكه گوشتى را به همسر امام على عليه السلام هديه مىكند وايشان آن را كباب كرده و براى خود و امام غذايى فراهم نموده و به منزل مىآورد و بوى سرخ شدن گوشت را استشمام مىكند ، سؤال مىفرمايد اين چيست ؟ در خانه من گوشت وجود نداشت و اين از كجا آمده است ؟ آن زن مىگويد : يا امير المؤمنين اقوام ما قربانى نموده وتكه گوشتى را هديه آورده‌اند آيا اجازه نداريم آن را با هم صرف كنيم .