حضرت مقايسه كند ، در آن حال دچار شگفتى مىشود كه او با شخصيتى همانند على عليه السلام چقدر فاصله دارد وزمانى از اين شگفتى بيرون مىآيد كه در برابر اين شخصيت نمونه و انسان كامل سر تعظيم فرود آورده وخاضعانه بگويد : « مادر وپدرم فدايت ، روح وجانم فدايت ، اى سرور ، اى مُقتدا » وبدين سان - اكنون در واقعيت - در آغاز راه است كه براى رهايى از نفس حقير وكوچك خود كارى را انجام داده است و براى ذوب شدن ميلههاى قفس زندان نفس وخروج از دهليز تاريك و تنگ آن براى خويشتن ، حركتى مجددانه نموده و به قلمرو نور وحقيقت - كه ولايت كليد ودرب آن است - هدايت مىشود .
ولايت ، جوهر رسالت الهى
بدرستيكه « ولايت » جوهر اصلى ومحور اساسى تمامى رسالتهاى آسمانى است وشايد يكى از تجليات آن وجود تمامى پيامبران ، فرستادگان درستكار ، صالحان واولياء باشند ، آنان بشر بوده كه خداوند براى اشاعه دين ورسالت خود برگزيده وخليفه بر بندگانش انتخاب نموده است حال چه بشريت بپذيرد و يا خير ، زيرا بر آنان واجب است كه با فروتنى از آنان پيروى كرده واوامر آنان را اطاعت نمايند وهمچنان از سيره و راه ورسم زندگى ايشان پيروى كنند . خداوند در سورهء احزاب مىفرمايد :
( لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ )