مواطات ، انفعالى باشد كه براى طبيعت هوا وجود دارد ، خاصه است ، اگرچه حيوانى نباشد .
30 - در صورتى كه موضوع نباشد يا كسى آن را نشناسد شايسته نيست كه خاصه به معنى اشد باشد و در اين فرض آن خاصه ، خاصهء موضوع ديگرى خواهد بود - مثلا اگر در تعريف آتش گفته شود كه آتش الطف اجسام است ، در صورتى كه آتشى نباشد يا كسى به وجود آن آگاهى نداشته باشد ، « الطف » خاصهء هوا مىشود .
فصل پنجم : مواضع حدّ
در مقالهء گذشته ، پيرامون كيفيت اكتساب حدود را بيان كرديم . در اين مقاله نيز پيرامون كيفيت حال حدود ، بر وجهى اعم سخن خواهيم گفت تا آنكه بتوان بر وجه اخص از آن خلاصهاى برداشت نمود .
قبل از شروع در مطلوب ، بايد گفت : نظر در حدود از چند جهت امكانپذير است :
الف - آيا اطلاق حد بر محدود صادق است يا نه ؟
ب - آيا حد چنانكه بايد مشتمل بر جنس هست يا نه ؟
ج - آيا حد در انعكاس و معنى مساوى محدود است يا نه ؟
د - آيا تأليف ميان اجزا حد نيك است و يا چيزى زايد مختلط شده و يا نوعى از فسادى كه مقتضى انتقاض حد باشد ، در ميان هست يا نه ؟
اين امور چهار بحث هستند كه هريك بر قبل از خود مترتب است . بحث اول ، با توجه به مباحث باب مواضع اثبات و ابطال معلوم شده است . بحث دوم نيز از مباحث باب مواضع جنس واضع شد . در بحث سوم ، آنچه متعلق به مساوات انعكاس است ، نيز از همان باب ، از مواضع فصل و از باب مواضع خاصه معلوم شده است . اما در معنى ، مساوات متعلق به صناعت برهان است . زيرا در اين صناعت ، هر امرى كه مفيد تميّز بوده و منعكس مىشود - اگرچه برحسب امرى خارجى باشد ، حد شمرده مىشود . مانند اعراض ذاتى و خواص .
بنابراين در اين فصل ، فقط پيرامون مبحث چهارم سخن خواهيم گفت . اين مباحث نيز سه نوع مىباشند :