آن ، مانند حركات و اشارات ، معانى و مقاصد خود را بيان كند . اين قوه فقط مخصوص انسانهاست .
آنچه تاكنون گفتيم ، در مورد كليات ذاتى بود . اما كلى عرضى ، داراى دو قسم است :
1 - برخى از كليات عرضى فقط به يك نوع اختصاص دارند ، مانند خنده و نوشتن براى نوع انسانى . اين كليات عرضى ، خاصه يا عرض خاص يا فصل عرضى ناميده مىشوند .
2 - برخى از كليات عرضى بيش از يك نوع را شامل مىشوند ، مانند متحرك كه هم براى انسان عرض است و هم براى اسب و هم ديگر حيوانات . اين كليات را عرض عام مىنامند .
بنابراين كليات بر پنج قسماند : جنس ، نوع ، فصل ، خاصه ، عرض عام . اين پنج كلى را خمسهء مفرده نيز مىنامند . خود كلى به منزلهء جنس براى اين پنج قسم بوده هر كدام از آنها به منزلهء يك نوع هستند . ممكن است يك پديده ، در مقايسه با پنج چيز ، پنج كلى باشد . مانند « ملوّن » كه جنس سفيد و سياه ، نوع متكيف ، فصل كيف ، خاصهء جسم و عرض عام حيوان است .
فصل دوم : مراتب اجناس و انواع
هر جنسى مىتواند در مرتبهء قبل از خود ، جنسى ديگر داشته باشد و آن جنس پايين نسبت به جنس بالا نوع است . همچنين در مرتبهء پايينتر هر جنسى ، نوعى وجود دارد كه اين نوع در مقايسه با مرتبهء پايينتر خود ، جنس به شمار مىآيد .
در گذشته گفته شد كه كليات به وصف كلّى بودن فقط در ذهن و عقل وجود دارند نه در خارج . در خارج فقط جزئيات مىتوانند تحقق پيدا كنند . بنابراين هرچه مرتبهء انواع تنزل پيدا كند ، در پايينترين مرتبه ، به اشخاص خواهد رسيد . آخرين نوعى كه به اشخاص منتهى مىشود و ديگر در مرتبهء پايينتر از آن نوعى وجود نداشته باشد ، نوع سافل يا نوع الانواع ناميده مىشود . در مورد اجناس نيز در مرتبهء بالاى هر جنسى ، جنسى وجود دارد . اما اين سلسلهء اجناس نيز متناهى است . زيرا اگر سلسلهء اجناس متناهى نباشد ، بايد يك پديده ، بىنهايت جزء داشته باشد و بنابراين براى تصور آن