نيست ، ميان ذاتى و عرضى اشتباه مىشود ، چراكه هردو در نظر اول شبيه يكديگرند .
اما با اندك تأمل معلوم مىشود كه تا در مرحلهء اول شكلى كه داراى سه ضلع است ، تصور نشود مثلث تصور نمىشود و تا مثلث در ذهن تصور نشود ، زواياى سهگانه به ذهن خطور نمىكند . بنابراين با تأملى كوتاه اين اشتباه از بين مىرود .
2 - اقسام عرضى مفارق : عرضى مفارق نيز داراى دو قسم است :
الف - عرضىاى كه به كندى از ميان مىرود ، مانند جوانى و پيرى .
ب - عرضىاى كه به سرعت زايل مىشود ، مانند خنده براى انسان .
فصل چهارم : اقسام مقول در جواب ماهو
در فصل دوم هنگام بيان اقسام ذاتى ، در مورد سؤالاتى كه از حقيقت اشيا مىشود ، مقدار كمى صحبت كرديم . در اينجا به تفصيل در باب اين مسأله بحث خواهيم نمود .
هرگاه با كلمهء « ماهو » سؤالى مىشود ، از دو حال خارج نيست ، يا ماهيت يك پديده مورد سؤال است يا بيش از يك پديده .
در صورت نخست كه سؤال از ماهيت يك پديده باشد ، آن شىء يا كلى است يا جزئى . در صورت دوم كه پديدههاى گوناگون مورد سؤال هستند يا حقيقت و ماهيت هر كدام با ديگرى مخالف است ، مانند انسان و اسب يا حقيقت همگى يك چيز بيشتر نيست و اختلاف پديدهها ، فقط در عدد است ، مانند زيد و عمرو ، اين انسان و آن انسان .
بنابراين سؤالى كه مطرح مىشود به يكى از چهار صورت ذيل خواهد بود :
1 - يك امر جزئى مانند : زيد ما هو ؟ يا زيد چيست ؟
2 - يك امر كلى مانند : الانسان ما هو ؟ يا انسان چيست ؟
3 - پديدههاى مختلف الماهيه مانند : الانسان و الفرس و البقر ما هم ؟ انسان و اسب و گاو چيستند ؟
4 - پديدههاى متفق الماهيه مانند : زيد و عمرو و بكر ما هم ؟ زيد و عمرو و بكر چيستند ؟
در صورت نخست ، از آنجا كه مورد سؤال پديدهاى جزئى است ، بايد در پاسخ تمام ماهيت او را بيان كرد . به تعبير ديگر ، در پاسخ به اين سؤال بايد از ذاتى استفاده نمود .