فن دوم : كلى و جزئى
اين فن در چهار فصل است :
فصل اوّل : تعريف كلى و جزئى
فصل دوم : حمل و وضع
فصل سوم : فرق ميان كلّ و كلّى و جزء و جزئى
فصل چهارم : معانى ديگر لفظ كلى
فصل اوّل : تعريف كلّى و جزئى
الف - تعريف جزئى : هنگامى كه لفظى بر معنى خود دلالت مىكند ، در صورتى كه مفهوم آن لفظ اقتضا كند كه چيزى نمىتواند به عنوان شريك براى معنى تصور شود ، آن لفظ « جزئى » ناميده مىشود . مانند « زيد » كه علم شخصى است ، يا مانند « اين انسان » ، زيرا وقتى به وسيلهء كلمهء اين ، به فردى اشاره شود ، ديگر كسى نمىتواند در آن معنى كه از « اين انسان » فهميده مىشود ، شريك باشد . به تعبير ديگر « اين انسان » فقط يك فرد بيشتر ندارد و « انسان » ديگر فردى از براى « اين انسان » نمىتواند باشد .
ب - تعريف كلى : در صورتى كه مفهوم لفظ ، مقتضى عدم شركت فرد ديگر نباشد ، « كلّى » ناميده مىشود ، مانند لفظ « انسان » ، « آفتاب » و « عنقا » . اگر در اين سه مثال دقت كنيم ، مىبينيم كه در مثال اول با اينكه لفظ انسان بر اشخاص بسيارى صدق مىكند و در مثال دوم لفظ « آفتاب » بر بيش از يك چيز صدق نمىكند « 1 » و در مثال سوم كه اصلا عنقا
هامش
( 1 ) - عدم صدق آفتاب بر بيش از يك چيز براساس فلكيات قديم كه فقط يك خورشيد را براى عالم قبول داشتند ، صحيح است .