بدينصورت كه لفظ فعل بدون آن لفظ دالّ بر گذشته يا آينده ، فقط بر وقوع معنى در زمان حال دلالت مىكند . يونانيان به لفظ فعل در اين صورت « فعل قائم » و در صورتى كه همراه با لفظ دالّ بر گذشته يا آينده باشد « فعل متصرف » گويند .
اين چهار نكتهاى كه در مورد فعل گفتيم ، در مورد اسم نيز ممكن است به صورت كامل وجود داشته باشد . فقط يك فرق ميان اسم و فعل وجود دارد و آن اينكه در اسم ، زمان مشخص و معين نيست ، بر خلاف فعل كه زمانش مشخص و معين است .
برخى گمان كردهاند كه تواطى ، اشتراك ، ترادف و ديگر اقسام كه در بحثهاى گذشته بيان كرديم ، مخصوص اسما است ، در حالى كه اين گمان نادرست است . زيرا افعال و حروف ، بلكه مركبات نيز همين عوارض را دارند .
هر كدام از اسما و افعال يا محصلاند ، مانند ضارب و ضرب يا غير محصل ، مانند لا ضارب و ما ضرب .
آنچه تاكنون گفتيم در مورد تقسيمات لفظ مفرد بود . اما در مورد تقسيمات لفظ مؤلف ( قول ) گونههاى زيادى وجود دارد كه در گفتوگو به كار برده مىشوند .
از ميان اين اصناف و گونهها دو صنف در علوم به كار مىرود :
الف - قول شارح كه در مورد تصورات گفته مىشود .
ب - قول جازم كه در مورد تصديقات استعمال مىشود .
و بعد از اين در اينباره گفتوگو خواهد شد ، ان شاء الله تعالى .
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى ) — صفحة 34
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٣٤