نظام : 158 تصريح كرده ، گاهى عين الفعل آنها حذف مىشود و سيد و ميت با تخفيف گفته مىشود مانند قول شاعر :
ليس من مات فاستراح به ميت * إنّما الميت ميت الأحياء
كه دو كلمه اول با تخفيف است .
ومثال تقديم واو بر ياء ، اسم مفعول ناقص يائى است . مانند مرمى كه مرموى بوده ، و معنى سيد : بزرگ ، مهتر ، آقا و سرور است و بر رئيس نيز اطلاق مى گردد ; زيرا كه بر عدهاى آقائى دارد اگر چه شرافت ذاتى نداشته باشد .
و از امثال عرب است ( كن عصامياً لا عظامياً ) يعنى مانند عصام به خود بناز نه به نياكان . و عصام كسى بوده كه در اثر سعى و كوشش به آقائى و رياست رسيده و درباره اش گفتهاند :
* نفس عصام سوّدت عصاماً
* وعلّمته الكرّ والإقداما
* وصيّرته ملكاً هماماً
سيد در عرف نصارى لقب حضرت مسيح ( عليه السلام ) و نزد ما مسلمانان لقب اولاد حضرت رسول اكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) است و سيدان حسن و حسين فرزندان على ( عليه السلام ) هستند ( 1 ) .
نعمت اللّه : نعمت به كسر نون به معنى عطا است ( 2 ) . « نعمة اللّه ما أعطاه اللّه
هامش
( 1 ) فرهنگ عميد : 638 ، و المنجد : 361 چاپ نوزدهم .
( 2 ) منتخب اللغات : 465 .