آنگاه مقصود او را چنين بيان داشته « يعني بعد المائة والألف من هجرة سيد النبيّين » .
نگارنده گويد : اين نسبت به سيد مزبور درست نيست ; زيرا كه در اجازه كبيره چنين چيزى وجود ندارد .
در شهداء الفضيلة شهادتش را از بعضى در 1154 نقل كرده با اينكه در صفحه بعد فرموده سيد رضى الدين به وى اجازه داده و تاريخ آن اجازه سال 1155 بوده .
در اعيان الشيعه آن را مردد بين 1153 و 1155 نوشته با اينكه در صفحه 152 اشعارى از او آورده كه در 1155 گفته است .
از جمله مشايخ سيد نصر اللّه يكى آقا سيد عبد اللّه مذكور بوده كه به او اجازه داده و از او اجازه داشته . و ديگرى سيد نور الدين است كه در شهداء الفضيلة و أعيان الشيعة نام او را ننوشتهاند و اينك صورت اجازه او نقل مى گردد .
« بسم اللّه الرحمن الرحيم ( 1 ) الحمد للّه الذي جعل الروايات عن الأئمة السادات ، ذريعة لنيل السعادات ، وصان طرقها بالأحاديث من تطرّق الشكوك والشبهات ، والصلاة على أشرف البريّات محمد المنتهى إليه سلسلة العلوم من كلّ الجهات وأهل بيته المتقدّسين من النقائص والسيئات ، الذين عاداتهم سادات العادات صلوات اللّه عليه وعليهم ما سكنت الأرضون ودارت السماوات ،
هامش
( 1 ) آغاز اين اجازه شبيه اجازه علامه مجلسى ( رحمه الله ) است ، كه در صفحه 157 گذشت ، و خود علامه
مذكور ، در اجازه مبسوطى كه براى ميرزا ابو طالب بن جلال الدين بن مير فندرسكى نوشته ، مشابه
همين عبارات را آورده است .