آيا پيدايش اين دو نظريه مشابه ، در يك زمان ، در شرق و غرب ، اتفاقى بوده يا از يك جا سرچشمه گرفتهاند ؟ معلوم نيست .
به هر حال محدث مزبور خوش سليقه نبوده و در كتاب الفوائد المدنية ( 1 ) زبان طعن و جسارت به مجتهدان گشوده است .
پس از او هم ، جمعى ديگر از اخباريان از او پيروى كرده و اجتهاد را تحريم ، و اهل آن را مورد حمله شديد و انتقاد غير سديد قرار دادهاند ، مانند محدث فيض - مذكور در صفحه 215 - و ميرزا محمد اخبارى نيشابورى كه در آخر اين عنوان درباره او سخن خواهيم گفت .
اما برخى از بزرگان را مى بينيم كه مسلكى متوسط و روشى مسالمت آميز بدون تعصب داشتهاند مانند : علامه مجلسى صاحب بحار ( قدس سره ) - مذكور در صفحه 142 - .
و جدّ اعلى شاگرد ارجمند او كه هميشه پيرو دليل و حقيقت بوده خواه مطابق اصوليها و خواه مساعد اخباريها باشد . و از اينرو است كه درباره او
هامش
( 1 ) اين كتاب در 1321 چاپ شده ، در الذريعة 16 : 360 سال چاپ را 1312 نوشته كه غلط چاپى است
كتاب الشواهد المكية به طورى كه در صفحه 265 گفتيم در 1052 در رد او نوشته شده و در حاشيه آن
كتاب به طبع رسيده ( در نسخه چاپى ، تاريخ تأليف مذكور نيست ) بعضى آن را الفوائد المكية گفتهاند .
محدث استر آبادى كتابى ديگر به نام الفوائد المكية داشته كه صاحب فهرست كتابخانه مجلس 9 /
2 / 493 مدعى شده در هيچ يك از كتب تراجم و فهارس آن را نديده .
با اين كه در الذريعة 16 : 359 فرموده « در اول بحار مذكور است و علامه مجلسى از آن نقل نموده
است » .