دمشق به ايران نوشته و گفته چون در دمشق گمنام بود و به فروختن نوعى از قماش كه آن را حرير مى گويند اشتغال داشت به حريرى معروف شد ( 1 ) .
در سلافة العصر چاپى ، حريرى به حويزى تصحيف شده ( 2 ) و بعضى از ترجمه نويسان كه به اين تصحيف توجه نداشته او را حويزى نوشته است ( 3 ) .
در امل الآمل چاپ سنگى ، متصل به منتهى المقال نام جدّ او كه احمد بوده محمد نوشته شده ( 4 ) . بعضى از ترجمه نويسان هم بدون توجه از آن پيروى كرده و جدّ او را محمد ناميدهاند ( 5 ) .
از تأليفات او شرح قطر ابن هشام در نحو ، در كتابخانه مجلس در تهران و شرح قواعد شهيد در اصفهان موجود ، كه مقدارى از كتاب اخير در سال 1308 در حاشيه قواعد چاپ شده است ( 6 ) .
و اين اشعار از اوست :
عِشْ بالجهالة فالجهول له المقام الفاخر * وأخو الفطانة والنباهة منه كلّ ساخر
* هذا اقتضاء زماننا ولكلّ شيء آخر *
هامش
( 1 ) خلاصة الأثر 4 : 49 .
( 2 ) سلافة العصر : 315 .
( 3 ) ريحانة الأدب 1 : 312 . و اگر وجه حريرى را در خلاصة الأثر ننوشته بود هم از خارج معلوم بود كه
حويزى غلط است ; زيرا كه در جلد اول امل الآمل كه مخصوص عامليها است ترجمه شده و اگر
حويزى بود در جلد دوم مذكور مى شد .
( 4 ) امل الآمل : 27 .
( 5 ) أعيان الشيعة 46 : 148 .
( 6 ) فهرست كتابخانه مجلس 10 / 2 / 563 ، و فهرست كتب خطى كتابخانههاى اصفهان : 252 .