معمر را ، شنيده باشد و خود را معمر معرفى كند . و اينكه حرفوشى گفته آن شخص نشانههائى از جنگ صفين براى من ذكر نمود كه صدق گفتار او بر من محقق گشت ; غلط است ، مگر حرفوشى در جنگ صفين بوده تا نشانههاى آن را بداند ، و اگر از روى مطالعه تاريخ آنها را دانسته ، پس محتمل است كه آن مرد هم از روى كتب تاريخ نشانههاى آن جنگ را مى دانسته ، و براى حرفوشى نقل كرده و خود را معمر ابو الدنيا خوانده است . وانگهى اين مرد مگر فرشته يا ديوى بوده كه با هر مصنفى كه در هر علمى كتاب نوشته و در هر شهرى مى زيسته ملاقات مى نموده است .
. . . خطيب بغدادى از ابو بكر مفيد رازى نقل كرده كه معمر ابو الدنيا در 327 درگذشته ، پس چگونه حرفوشى او را بعد از سال هزار هجرى ديده است » ( 1 ) .
و در اينجا مناسب است كه اشارهاى به ترجمه حرفوشى مذكور بنمائيم . شيخ حر عاملى مى نويسد « الشيخ محمد بن علي بن أحمد الحرفوشي الحريري العاملي الكركي الشامي كان عالماً فاضلا أديباً ماهراً محققاً مدققاً شاعراً منشأ حافظاً أعرف أهل عصره بعلوم العربية . . . له كتب كثيرة الفوائد . . . ولمّا توفي رثيته بقصيدة طويلة منها .
أقم مأتماً للمجد قد ذهب المجد * وجد بقلبِ السؤددِ الحزن والوجد
تا اينكه گفته :
لرزء الحريري استبان على العلى * أسىً لم يكن لولا المصاب به يبدو » ( 2 )
محبّى سنّى ، معاصر وى تجليل شايانى از او نموده و علت مهاجرت او را از
هامش
( 1 ) قاموس الرجال 7 : 26 .
( 2 ) امل الآمل 1 : 162 .