ألقاب زائد به بزرگانى كه در اين كتاب مذكورند خوددارى شده و كلماتي مانند علامه و حجت الاسلام و آيت اللّه ( 1 ) و نظاير آنها را كمتر آورده و اميدواريم كه از اين حيث مورد ايراد احدى قرار نگيريم .
2 - مقصود از جدّ أعلى و سيد كه بي قيد و نشان ذكر شده ، حضرت سيد نعمت اللّه است كه كتاب در ترجمه أو است .
هامش
( 1 ) علامه و آيت الله لقب خاص و بالاستحقاق مفخره عالم اسلام جمال الدين حسن بن مطهر حلى
متوفى در 726 ، صاحب تذكرة الفقهاء وغيره بوده ، كه با تجليل فراوان در كتب تراجم مذكور است .
و دانشمندان بزرگ ديگر را ملقب به امام مىنمودند ، هم چنان كه شهيد ثاني در مقدمه شرح لمعه ،
از شهيد أول چنين تعبيرى نموده است .
اما از أواخر سده سيزدهم آيت الله را بر مجتهدان عاليقدر و مراجع تقليد هم اطلاق مىكنند و
علاّمه را اكنون بر هر أهل علمي اطلاق مىكنند ، بدون در نظر گرفتن مفهوم آن .
و اما حجت الاسلام در نزد أهل سنت لقب دانشمند معروف محمد غزالى صاحب احياء العلوم و
غيره و در نزد ما شيعيان لقب فقيه بزرگوار ، حاج سيد محمد باقر شفتى أصفهاني صاحب مطالع الأنوار
و غيره بوده و لازم به تذكر است كه غزالى مذكور لعن يزيد بن معاوية را به دليل اينكه كافر نبوده بلكه
مسلمانى فاسق است و توبه كرده حرام مىدانسته و چه خوب در رد اين عقيدة فاسد أو گفته شده :
اى كه گفتى بر يزيد و آل أو لعنت مكن * ز آنكه شايد حق تعالى كرده باشد رحمتش
آنچه با آل نبي أو كرد گر بخشد خداى * هم ببخشايد تو را گر كرده باشى لعنتش
كتاب سر العالمين را كه مطابق مذهب ما است ، به غزالى نسبت مىدهند و مىگويند كه در أواخر
عمر شيعه شده و از اينرو است كه سنيان از أو بيزارى مىجويند ، اما چون نسبت كتاب مذكور به وى
محقق نيست ، شيعيان كه با دشمنان أهل بيت عصمت و طهارت ( عليهم السلام ) دشمن هستند نيز از أو نفرت
دارند .