حضرت را آسيب رسانيده بود ( 1 ) .
چون آن حضرت به شهادت رسيد وخواستند وى را طبق
وصيتش در كنار قبر جدش دفن كنند ، مروان وبنى أمية شمشيرها را
برهنه كرده وگفتند نمى گذاريم أو را كنار قبر پيامبر دفن كنند ( 2 ) .
از أبو هريره نقل شده است كه مى گفت : اگر فرزند موسى ( ( عليه السلام ) )
را مىآوردند كه با پدرش دفن كنند ( وبني إسرائيل ) مانع مى شدند ،
آيا آنان را ظالم در حق فرزند موسى نمى ديديد ؟ گفتند : چرا ،
گفت : پس اين فرزند رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) است ، كه آورده شده تا با
پدرش دفن شود ( 3 ) .
ونيز أبو هريرة گفت : آيا نسبت به فرزند پيامبرتان حسادت
مى وزيد كه أو را در خاكى دفن كنند ؟ وحال آنكه شنيدم رسول
هامش
1 - كان الحسن بن علي سم مرارا ، كل ذلك يفلت حتى كانت المرة الأخيرة التي مات فيها فإنه كان
يختلف كبده . . . المستدرك على الصحيحين ج 3 ، ص 173 .
2 - نقلهاى فراوانى در مورد مسموم كردن آن حضرت ومنع دفن وى نزد قبر پدرش
پيغمبر ( ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ) در سير أعلام النبلاء ج 4 ، ترجمه شماره 269 الحسن بن علي بن أبي طالب . . .
الشهيد ومختصر تاريخ دمشق ج 7 ، ص 41 إلى 46 آمده است .
3 - فقال أبو هريرة : أرأيتم لوجئ بابن موسى ليدفن مع أبيه فمنع ، أكانوا قد ظلموه ؟ قال : فقالوا :
نعم . قال : فهذا ابن نبي الله ، قد جئ به ليدفن مع أبيه . مختصر تاريخ دمشق ج 7 ، ص 41 .