تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دست به دعا برداشت و سه بار اين جمله را تكرار كرد : « اللّهمّ اغثنا » خداوندا ! برايمان باران نازل كن . در آن لحظه ، از پشت كوه « سلع » توده‌اى ابر فشرده در كرانهء آسمان پديدار گرديد و به وسط آسمان كه رسيد ، در آسمان پخش شد و سپس شروع باريدن كرد . و تا يك هفته ادامه يافت . « 1 » از آن پس « باب القضاء » به « باب الرّحمه » معروف شد ؛ زيرا مردى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به درخواست او ، دعاى باران كرد و به دنبال آن رحمت الهى نازل گرديد ، از آن در وارد مسجد شد . بلادى نام ديگر آن را « باب عاتكه » نوشته كه منسوب به عاتكه عمهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بوده است . « 2 » ]

[ باب فاطمه عليها السّلام

: در قسمت شرقى ضريح مطهر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ، درى است به نام « باب فاطمه عليها السّلام » كه حدود حجرهء آن حضرت را نشان مىدهد و در قسمت جنوبى آن ، محرابى به نام محراب فاطمه عليها السّلام وجود دارد . ]

[ باب الكعبه :

كعبه داراى يك در داخلى است كه به سمت شرق گشوده مىشود و ميان حجر الاسود و ركن عراقى واقع است و در ديگر ، در داخلى است كه پشت ركن عراقى واقع شده و به بيرون گشوده نمىشود و پشت آن نردبان كعبه است كه از آن براى بالا رفتن بر بام خانه و تنظيم جريان آب باران رحمت از ناودان كعبه استفاده مىشود و به همين مناسبت به آن « باب الرحمه » گفته مىشود و نام ديگر آن « باب التوبة » مىباشد . « 3 » ]

[ باب النّساء :

از درهاى شرقى مسجد النّبى صلّى اللّه عليه و آله بوده و به واسطه رويارويى آن با خانه « ريطه دختر ابو العباس سفّاح » به آن « باب ريطه » نيز گفته مىشده است . علت نامگذارى آن به « باب النّساء » اين بوده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : اين در را براى آمد و شد زنها بگذاريم . « 4 » پس از توسعهء مسجد در عصر سعودى و تخريب ديوار شرقى آن ، درى مقابل
هامش
( 1 ) . خلاصة الوفا ، ص 308 ؛ ابن نجار ، ص 109 ( 2 ) . معجم معالم الحجاز ، ج 1 ، ص 170 ( 3 ) . برگرفته از الكعبة المشرّفة ، ص 6 ( 4 ) . سمهودى ، ج 2 ، ص 691 ؛ ابن نجار ، ج 109
المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 69 | حميدرضا شيخى / محمد بن محمد حسن شراب