مشرف بر قديد است و در نشيب جنوبى آن « امّ معبد » جاى دارد كه به آن « خيمتا امّ معبد » مىگويند و تا ساحل دريا ، نزديك به چهل كيلومتر فاصله دارد .
( 1 )
منبج :
همدانى گويد : منبج واژهاى عربى است و هر چشمهاى كه در مكانى بجوشد به آن « نبجه » مىگويند و به آن مكان « منبج » . او همچنين مىگويد :
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله جبل المرح ، در دشت مأرب را به ابيض بن حمّال داد و سپس به جاى آن جاى ديگرى را به اقطاع او داد و مشك آبى نيز به او عطا فرمود .
ابيض از خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مرخص شد و در راه خود از هر آبشخورى كه مىگذشت ، به مقدار آبى كه از مشك مىنوشيد ، مشك را آب مىكرد ؛ زيرا نمىخواست بركت آبى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او داده بود ، از بين برود و وقتى به مأرب مىرسد ، مقدارى از آن آب باقى مانده باشد . چون به منبج ، از سرزمين جوف رسيد ، مشك كج شد و آب آن به زمين ريخت . در جايى كه آب مشك ريخته بود ، چشمهاى جوشيد .
مقصود در سرزمين جوف ( در عبارت بالا ) جوف موجود در شمال عربستان سعودى است . در بلاد عرب جاهاى متعددى به نام جوف وجود دارد . ممكن است « سرزمين جوف » ياد شده در بلاد يمن باشد .
( 2 )
منبر المسجد الحرام :
ازرقى در « اخبار مكه » روايت كرده است : نخستين كسى كه در مسجد الحرام بر روى منبر خطبه خواند معاويه بود . وى در يكى از سالهاى خلافت خود كه به حج آمد ، اين منبر را با خود ( به مكه ) آورد . منبر كوچكى بود و سه پله داشت . پيش از آن ، خلفا و امرا روزهاى جمعه ، در حالى كه روبهروى كعبه و در حجر ( اسماعيل ) سرپا مىايستادند ، خطبه مىخواندند .
منبر معاويه تا روزگار هارون الرشيد همچنان مورد استفاده بود . هارون به حج آمد و موسى بن عيسى ، كارگزار او در مصر ، منبر بزرگى كه نه پله داشت ، به هارون اهدا كرد . - « نقشهء مكه » .
( 3 )
منتفق :
( به ضمّ اول و سكون دوم و فتح تاء و فاء ) ، واديى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مسير خود به تبوك از آنجا گذشت . در اين وادى چشمهء كمآبى است كه يكى دو سواره را سيراب مىكند . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله