تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
مىگردد . دليل نامگذارى آن ، يا اين بوده كه در عصر جاهليت مكّيان هنگام خروج از مكه از گياه حرم به گردن خويش و مركبشان مىآويخته‌اند و در بازگشت در كنار آن كوه آن را از گردنشان جدا مىكردند . آنها اين كار را به نشانهء مكّى بودن خويش مىكردند تا در بازگشت به عنوان افراد بومى شناخته شده و مورد آزاد و اذيّت همشهريان خودشان واقع نشوند و يا از اين جهت مقطع ناميده‌اند كه قريش به هنگام بازسازى كعبه ، سنگ‌هاى كعبه را از آن كوه جدا كرده‌اند و وقتى كه به كوه ياد شده مىرسيدند ، آن آويخته را مىبريدند . « 1 » ]

[ مقعص :

در گذشته ، مردانى كه داراى موهاى بلند بودند ، آنها را مىبافتند و به اين كار « عقص » و به شخصى كه موهايش را بافته « مقعص » مىگفتند . « 2 » مرحوم « بحر العلوم » نسبت به « صروره » مىفرمايد : بر « مقعص » واجب است ، در منا حلق كند ؛ يعنى سر خود را بتراشد . « 3 » ] ( 1 )

مقمّل :

( به ضمّ اول و فتح دوم و كسر و تشديد ميم ) ، نام مسجدى است از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در قرقگاه غرز النقيع . ( 2 )

مقنا :

نزديك ايله است . در جنگ تبوك هيأتى به نمايندگى از سوى مردم مقنا نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آمدند و حضرت با آنان پيمان صلح بست . ( 3 )

مكّه :

مشهورتر از آن است كه معرفى شود . ( 4 )

مكيمن :

مصغّر « مكمن » است . مكيمن الجمّاء : كوهى است چسبيده به جمّاء تضارع ، در بطن وادى عقيق . ( 5 )

ملتزم :

( به ضمّ اول و سكون دوم ) ، فاصلهء ميان حجر الأسود و در كعبه است و علت نام‌گذارىاش به ملتزم ، آن است كه محل دعا كردن و پناه بردن به خداست . « 4 » ( 6 )

ملحاء :

كوهى است ميان كوه شيبان و بديعه ، در راه قديمى جنوب تبوك . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هنگام رفتن به غزوهء تبوك اين راه را پيمود .
هامش
( 1 ) . ازرقى ، ج 1 ، ص 222 ( 2 ) . لسان العرب ، ج 7 ، ص 56 ( 3 ) . ميقات الحج ، العدد 13 ، ص 21 ( 4 ) . از نظر شيعه ، پشت ديوار مكه ، در كنار ركن يمانى است ، نك : مستجار ( پاورقى ) .