تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
بنى عبد الأشهل اقامه كرد و ديدم كه آن حضرت هرگاه به سجده مىرفت دست‌هايش را روى جامهء خود قرار مىداد ( و مستقيما روى زمين نمىگذاشت ) . ( 1 ) - عبد اللّه بن نافع زبيدى ، از يحيى بن زبير بن عباد بن حمزة بن عبد اللّه بن زبير ، از ابراهيم بن اسماعيل بن ابى حبيبه ، مولى بنى عبد الأشهل از پدرش براى ما نقل كرد : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه برنكانى « 1 » بر تن داشت ، در مسجد واقم يا همان مسجد بنى عبد الأشهل نماز خواند و هرگاه به سجده مىرفت دست‌هايش را از برنكان به زمين نمىرساند . ( 2 ) - محمد بن حاتم ، از ابراهيم بن منذل ، از معن بن عيسى ، از ابن ابى حبيبه ، از عبد الرحمن بن ثابت بن صامت ، از پدرش ، از جدّش براى ما نقل كرد كه : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه خود را در ردايى پيچيده بود ، در ( مسجد ) بنى عبد الأشهل نماز خواند و چون ريگ‌ها سرد بود ، دستهايش را از پشت همان ردا بر زمين مىگذاشت . ( 3 ) - محمد بن يحيى ، از مالك بن انس ، از عبد اللّه بن جابر بن عتيك براى ما روايت كرد كه گفت : عبد اللّه بن عمر در بنى معاويه - كه قريه‌اى از قريه‌هاى انصار است - نزد ما آمد و گفت : آيا مىدانيد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در كجاى اين مسجد شما نماز خواند ؟ گفتم : آرى و به گوشه‌اى از آن اشاره كردم . گفت : آيا مىدانيد آن سه دعايى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كرد چه بود ؟ گفتم : آرى . گفت : چه بود ؟ گفتم : دعا كرد كه دشمن بيگانه بر آنان مسلّط و پيروز نشود و به واسطهء قحطى و خشكسالى از بين نروند و خداوند اين دو تقاضاى او را برآورده ساخت و دعا كرد كه به جان يكديگر نيفتند اما خداوند اين را نپذيرفت . عبد اللّه بن عمر گفت : درست است . تا روز قيامت فتنه و آشوب ( در ميان مسلمانان ) برقرار خواهد بود . ( 4 ) - هارون بن معروف ، از مروان بن معاويه ، از عثمان بن حكيم انصارى براى ما روايت كرد كه گفت : عامر بن سعد بن
هامش
( 1 ) . برنكان ، بر وزن زعفران ، نوعى كيسه است - پانوشت وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 64 ، ط الآداب . در اقرب الموارد ، ص 40 آمده است : البرّكان و البرّكانى و البرنكان و البرنكانى به معناى عباى سياه ( گليم سياه ) است و جمع آن « برانك » مىباشد .