( خانهء نابغه ) و مسجد بنى عدىّ و مسجد بنى خداره و مسجد بنى عضيّه و بنى حبلى « 1 » و بنى حارث بن خزرج و مسجد السّخ و بنى خطمه و مسجد فضيخ ، در صدقهء زبير واقع در محلهء بنى محمّم و در خانهء صرمه در محلهء بنى عدى و در خانهء عتبان « 2 » نماز خواند .
( 1 ) ابو غسان از عبد العزيز بن عمران ، از عبد اللّه بن حارث بن فضيل براى ما روايت كرد كه : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مسجد بنى خطمه نماز خواند .
( 2 ) - از ابن ابى يحيى از حارث بن سعيد بن عبيد حارثى براى ما روايت شد كه : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مسجد بنى حارثه و بنى ظفر و بنى عبد الأشهل نماز گزارد .
( 3 ) - هارون بن معروف ، از محمد بن سلمه ، از ابن اسحاق ، از عاصم بن عمر بن قتاده ، از محمود بن لبيد براى ما روايت كرد كه : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نماز مغرب را در مسجد بنى عبد الأشهل اقامه كرد و چون نمازش را به پايان برد ، فرمود : اين دو ركعت را در خانههاى خود بخوانيد .
( 4 ) - ابو بكر بن ابى شيبه ، از عبد العزيز بن محمد ، دراوردى از اسماعيل بن ابى حبيبه ، از عبد اللّه بن عبد الرحمن براى ما روايت كرد كه :
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و نماز را با ما در مسجد
هامش
( 1 ) . بنى حبلى فرزندان سالم بن غنم بن عوف بن خزرج هستند و به علت آنكه سالم شكمگندهاى داشت لقب حبلى به او داده بودند ؛ بنى حبلى از قوم و قبيلهء عبد اللّه بن ابىّ بن سلول به شمار مىآيند و منزل آنان در بين قبا و خانهء بنى حارث بن خزرج در شرق بطحان بوده است « خلاصة وفاء الوفا ، ص 285 ؛ عمدة الاخبار ، ص 172 و جمهرة انساب العرب ، ص 354
( 2 ) . عتبان بن مالك بن عمرو بن عجلان بن زيد بن غنم بن سالم بن عوف بن خزرج انصارى سالمى ، يكى از نقباى انصار خزرج بوده است . او مىگويد : من پيشنماز قوم خود در ( محلهء ) بنى سالم بودم اما هرگاه سيل مىآمد به سختى مىتوانستم از واديى كه ميان من و مسجد بود عبور كنم . لذا خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيده ، عرض كردم : اى پيامبر خدا ، عبور از وادى برايم سخت و دشوار است ، اگر صلاح بدانيد تشريف بياوريد و در جايى از خانهء من نماز بخوانيد تا آنجا را مصلّا قرار دهم . حضرت فرمود :
باشد . پيامبر فرداى آن روز تشريف آورد و چون داخل شد ، نشست و فرمود : دوست دارى در كجاى خانهات نماز بخوانم ؟ من به جايى كه در آن نماز مىخوانم اشاره كردم .
حضرت در آن محل دو ركعت نماز خواند و . . . ( اسد الغابه ، ج 3 ، ص 359 ) .