( 1 )
« ف »
( 2 )
فاجّه :
( به تشديد جيم ) ، در اخبار هجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مدينه ، از اين نام ياد شده است . پيشينيان ميان آن و « قاحه » خلط كردهاند ؛ در حالى كه اين دو در مجاورت هم هستند . « قاحه » وادى و رودخانهء اصلى است و « فاجّه » يكى از ريزابههاى آن مىباشد كه از جبال قدس مىآيد و از شرق « قاحه » به اين وادى مىريزد .
( 3 )
فاران :
ياقوت مىنويسد : واژهاى عبرانى است كه معرّب شده است . بعضى گفتهاند : نام كوههاى مكه است .
( 4 )
فارع :
دژى بوده در مدينه ، متعلق به حسّان بن ثابت . محل آن دانسته نيست .
( 5 )
فجّ الرّوحاء :
ميان مكه و مدينه است . راه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به بدر و راه آن حضرت به مكه در سال فتح و در سال حج از اين فج مىگذشت .
فجّ در لغت به معناى راه فراخ ميان دو كوه است و جمع آن « فجاج » مىباشد . نيز به هر راهى « فجّ » گفته مىشود . - « روحاء » .
( 6 )
فحل :
( به كسر فاء و سكون حاء ) ، در شرح حال سائب بن حارث بن قيس آمده است كه وى در غزوهء طائف مجروح شد و در زمان خلافت عمر بن خطاب در جنگ « فحل » كشته شد .
« فحل » در ميان رومىها به « بلا » معروف بود و امروزه به آن « اطلال » مىگويند و در شرق رود اردن و ميان رود زرقا در جنوب ، و رودخانهء يرموك در شمال ، واقع است .
( 7 )
فحلتان :
در اخبار جنگ زيد بن حارثه با