( 1 )
« ظ »
( 2 )
ظاهره :
سمهودى مىنويسد : ظاهره در ناحيهء « نقا » از حرّهء غربى مدينه است . در تاريخ آمده است كه يهوديان سعى كردند ميان دو قبيلهء مسلمان اوس و خزرج را به هم بزنند و رشتهء برادرى ميان آنان را از هم بگسلند ؛ به طورى كه اين دو قبيله براى جنگ با يكديگر آماده شدند و گفتند : « وعدهء ما در ظاهره » .
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به محض آگاه شدن از جريان ، با گروهى از مهاجران ، نزد آنان رفتند و . . . در تفسير آيهء شريفه
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا فَرِيقاً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ . . .
« 1 » از اين مكان نام برده شده است .
( 3 )
ظبى :
( به فتح اول و سكون باء ) ، بكرى نقل كرده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مردى كه او را در رأس سريهاى فرستاد ، فرمود : « در سرزمين آنان ، ظبى فرود آى » . اين ظبى غير از آن « ظبى » است كه در راه هجرت واقع شده و از آن نام بردهاند و نزديك مدينه است ؛ چرا كه اين ظبى روايت ديگرى است از « وادى ريم » .
( 4 )
ظبيه :
در حديث آمده است : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نوشت : « اين چيزى است كه محمد پيامبر ، به عوسجة بن حرملهء جهنى داد : از ذى المروة ، تا ظبيه ، تا جعلات ، تا كوه قبليه . هيچ كس ديگرى حق ادعا در اينها را ندارد » . ظبيه ، جايى است در سرزمين جهينه و سرزمين جهينه از نواحى ينبع ، واقع در ساحل درياى سرخ مىباشد .
( 5 )
ظبيه :
( عرق الظبيه ) ، اين كلمه به ضمّ اول و
هامش
( 1 ) . آل عمران : 100 تا 103