نام آن به ميان آمده است . در ذيل مادهء « انواط » از آن سخن گفتيم .
( 1 )
ذات الجيش :
نزديك مدينه ، بعد از ذو الحليفه است . در مادهء « جيش » دربارهء آن توضيح داديم .
( 2 )
ذات الحناظى :
ابن سعد به همين صورت ذكر كرده ولى ممكن است « ذات الحناظل » باشد . جايگاه آن را نتوانستم شناسايى كنم .
( 3 )
ذات الحنظل :
درهء عميقى است كه از چشمهء دورقى تا گردنهء حرم كشيده شده و در راه حديبيه واقع است .
( 4 )
ذات الخطيم
: جايى است ميان مدينه و تبوك كه به نام پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ، در آنجا مسجدى است .
( 5 )
ذات الزّراب :
در دو منزلى راه تبوك به مدينه قرار دارد و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در آنجا مسجدى دارد .
( 6 )
ذات السلاسل :
نگاه كنيد به : « سلاسل » .
( 7 )
ذات عرق :
ميقات مردم عراق است و حد فاصل ميان نجد و تهامه مىباشد .
( 8 )
ذات النّصب :
( به ضمّ نون و صاد ) ، جايى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را به اقطاع بلال بن حارث داد . فاصلهء آن تا مدينه ، چهار چاپار است . هر چاپار چهار فرسنگ است و هر فرسنگ سه ميل .
بنابراين ، مسافت ذات النصب تا مدينه چهل و هشت ميل است .
( 9 )
ذباب :
( به ضمّ ذال ) ، در غزوهء تبوك از اين نام خاص اسم برده شده و آن كوه يا تپهاى است در مدينه كه ثنيّة الوداع آن را از كوه سلع جدا مىسازد . بدين ترتيب كه وقتى از مدينه به قصد تبوك و اردن خارج مىشويد ، به ثنية الوداع ( شامى ) كه مىرسيد ، ذباب در سمت راست شما و سلع در سمت چپتان قرار مىگيرد .
گفتنى است ، با آنكه اين تعيين موقعيت در عصر جديد صورت گرفته ، اما چيزى از آن دستگير خواننده نمىشود ؛ زيرا آثار و جاهايى كه ظاهرا ثابت و پايدار به نظر مىرسيدهاند ، به وسيلهء ماشينهاى ويرانگر ! به تدريج از ميان رفتهاند ؛ به طورى كه امروزه هيچ يك از جوانان مدينه نمىدانند ثنيه يا گردنهء وداع در كجا است ؛ چون دو كوهى كه اين گردنه از وسط آنها