تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
كوه‌هاى سرات مشرف بر تهامه و حيره و عراق ساكن بودند و يكى از دهكده‌هاى آنان « ثروق » بوده است . هيأت نمايندگى اين قبيله ، كه ابو هريره يكى از آنان بود ، در خيبر خدمت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيدند . ( 1 )

دومة الجندل :

( به ضمّ دال ) ، دهكده‌اى است از توابع جوف در شمال عربستان سعودى ، كه در 450 كيلومترى شمال تيماء واقع شده است . در سيره از اين مكان ياد شده است . ( براى ديدن موقعيت آن به نقشهء شمارهء 16 مراجعه كنيد ) . [ ابن فقيه « دومة الجندل » را از توابع مدينه شمرده و به دليل سكونت يكى از فرزندان حضرت اسماعيل عليه السّلام به نام « دوم » يا « دوماء » در آنجا و ساختن دژى با « جندل » ( سنگ خارا ) به اين اسم ناميده شده است . در خبر است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله « خالد بن وليد » را از تبوك براى جنگ با « اكيدر » كه از يهوديان ساكن در آنجا و رئيس دومة الجندل بود ، فرستاد و به او فرمود : به زودى با او در حال شكار ديدار مىكنى . خالد به آنجا رفت و شب هنگام بزى كوهى به كنار دژ او آمد و شاخ‌هاى خود را بر ديوار دژ ماليد ، اكيدر براى شكار آن بز پايين دژ آمد . در آن هنگام خالد او را به اسارت گرفت . سپس پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به شرط پرداخت جزيه ، با او پيمان صلح بست و به نقل ديگرى مسلمان شد و آن حضرت آن مناطق را به وى واگذارد و در اين باره نوشته‌اى به او داد . بعضى از راويان اخبار ، جريان حكميت ابو موسى و عمرو بن عاص را در اين منطقه مىدانند . عبد الرحمن بن ابى ليلى مىگويد : با « ابو موسى اشعرى » از دومة الجندل مىگذشتم ، ابو موسى به من گفت : حبيبم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به من فرمود : دو تن از بنى اسرائيل در اينجا حكم ظالمانه صادر كردند و دو نفر از امّت من نيز در اينجا حكم ظالمانه صادر خواهند كرد . چند روزى بيش نگذشت كه از ابو موسى و عمرو بن عاص در آنجا آنچنان حكمى كه در تاريخ به ثبت رسيده صادر شد . عبد الرحمن مىگويد : پس از آن با ابو موسى ديدار كردم و گفتم : « قد حدّثتني عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بما حدّثتنى ! فقال : و اللّه المستعان » ؛ « تو از پيامبر
المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 164 | حميدرضا شيخى / محمد بن محمد حسن شراب