( 1 )
« د »
( 2 )
دار :
( خانه ) ، نام ديگر مدينة النبى است و مقصود از « دار » در عبارت « يوم الدار » خانهء عثمان بن عفان است .
[ همچنين دار ، يكى از نامهاى مدينه منوّره مىباشد و در قرآن آمده است :
وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإِيمانَ . . .
؛ « 1 »
« آنانى كه در مدينه مسكن گزيدند . » و به آن دار الهجره نيز گفته مىشود . « 2 » ]
دار ابو ايّوب انصارى :
- « خانهء ابى ايوب انصارى » كه شرح آن گذشت .
( 3 )
دار الأرقم :
( خانهء أرقم ) ، در مكه ، نزديك صفا بود . در آغاز بعثت ، مسلمانان مخفيانه در اين خانه نماز مىخواندند .
( 4 )
دار القضاء :
خانهء عمر بن خطاب در مدينه بود كه بعد از مرگش براى پرداخت بدهكاريش فروخته شد . بعضى گفتهاند :
دار الامارهء مدينه بوده و آن را خانهء مروان بن حكم مىناميدند و بعدها خانهء فرماندار مدينه شد .
[ دار القوارير :
خانهاى بوده كه حمّاد بربرى آن را براى زبيده همسر هارون الرشيد ، اندكى پيش از خلافت او ساخته و از آنجا كه به وسيله آيينه كارى تزيين شده بود ، به آن « دار القوارير » مىگفتهاند . دار القوارير در كنار مسجد الحرام ، در طرف مسعى قرار داشته و يكى از دو در آن روبروى « مسعى » گشوده مىشده است . « 3 » ]
هامش
( 1 ) . حشر : 9 .
( 2 ) . مجمع البيان ، ج 5 ، ص 26 ؛ لسان العرب ، ج 4 ، ص 299 ، مادهء « دور » .
( 3 ) . ازرقى ، ج 2 ، ص 200 و پاورقى ، قاموس ، ص 116