ايالتهاى بزرگ كشور اسلامى بود و از شرق ايران ( نيشابور ) تا شمال افغانستان ( هرات و بلخ ) و تركمنستان ( مرو ) را در بر مىگرفت .
( 1 )
خريم :
گردنهاى است ميان دو كوه واقع در ميان جار و مدينه و به قولى ميان مدينه و روحاء ، كه راه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله هنگام بازگشتش از بدر از آنجا مىگذشت .
( 2 )
خزاعه :
قبيلهاى قحطانى است از ازد كه در اطراف مكه ، در مرّ الظهران به بعد مىزيستند . از كوههاى اين قبيله است :
ابواء و از آبهاى آنان است : و تير ، مريسيع و غرابات . بنى مصطلق يكى از تيرههاى همين قبيله مىباشد . « مناة » يكى از بتهاى اين قبيله و قبيلهء هذيل بود كه ميان مكه و مدينه قرار داشت .
[ خزامى :
شب بوى دشتى است كه گل آن خوشبو مىباشد . « 1 » بوييدن خزامى بر محرم حرام نيست . « 2 » ]
( 3 )
خزبى :
( به فتح اول و سكون دوم ) ، جايى است در سند الحرّه روبهروى مسجد القبلتين در مدينه . خزبى زيستگاه بنى سلمه ، از انصار بود كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله چون اين نام را خوش نداشت ، آن را به « صالحه » تغيير داد ؛ زيرا خزب در لغت به معناى التهابى آماس مانند در پوست است كه بيشتر در پستان به وجود مىآيد .
( 4 )
خشب :
( به ضمّ اول و دوم ) ، « ذو خشب » ، وادى يا مكانى است كه در حديث و مغازى از آن ياد شده و در يك منزلى مدينه در راه شام قرار دارد . شايد محلّ آن در سى و پنج كيلومترى مدينه در كرانهء شرقى وادى حمض باشد .
( 5 )
خشين :
مصغّر « خشن » است . ابن اسحاق مىنويسد : . . . و ديگرى غزوه ( جنگ ) زيد بن حارثه است با جذام در سرزمين خشين . ابن هشام مىگويد : در سرزمين « حسمى » . احتمال دارد خشين تحريفشدهء « حسمى » باشد .
( 6 )
خصى :
دژ و چاهى است در قباى مدينه .
[ خضخاض :
محلى است در ده كيلومترى « اضاة بنى غفار » . در طرف خضخاض ، مقبرهاى است كه به « مقبرة المهاجرين »
هامش
( 1 ) . فرهنگ بزرگ جامع نوين ، ج 1 ، ص 341 ، مادهء « خزم » .
( 2 ) . جواهر ، ج 18 ، ص 436