( ( 3696 ) ) آن ضمير رو ترش را پاس دار
آن ترش را چون شكر شيرين شمار
( ( 3697 ) ) ابر اگر چه هست ظاهر رو ترش
گلشن آرنده است ابر وشوره كش
( ( 3698 ) ) فكرت غم را مثال ابر دان
با ترش تو رو ترش كم كن چنان
( ( 3699 ) ) بو كه آن گوهر به دست او بود
جهد كن تا از تو راضى او شود
( ( 3700 ) ) ور ندارى گوهر ونبود غنى
عادت شيرين خود افزون كنى
( ( 3701 ) ) جاى ديگر سود دارد عادتت
ناگهان روزى برآيد حاجتت
( ( 3702 ) ) فكرتى كز شاديت مانع شود
آن به امر وحكمت صانع شود
( ( 3703 ) ) تو مخوان دو چاردانگش اى جوان
بو كه نجمى باشد و صاحب قران
( ( 3704 ) ) تو مگو فرعيست او را اصل گير
تا شوى پيوست بر مقصود چير
( ( 3705 ) ) ور تو او را فرع گيرى ومضر
چشم تو در اصل باشد منتظر
( ( 3706 ) ) زهر آمد انتظار اندر چشش
دايماً در مرگ باشى ز آن روش
( ( 3707 ) ) اصل دان آن را بگيرش در كنار
باز ره دايم ز مرگ انتظار
آيه
« فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها وقالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ اَلَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وعَلى والِدَيَّ وأَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاه وأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ اَلصَّالِحِينَ 27 : 19 » ( 1 ) ( حضرت سليمان عليه السلام از گفتار مورچه خنديد وگفت : اى خداى من ، الهامم كن وموفقم بدار تا به آن نعمت كه به من و به پدر ومادرم دادهاى سپاس گزار باشم و عمل صالحى به جاى بياورم كه ترا خشنود بسازد ومرا از گروه بندگان صالح محسوب فرما ) .
هامش
( 1 ) سوره النمل ، آيهء 20 . .