تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
البته با تحقيق لازم وكافى در اين كتب به جهت داشتن بعضى از مطالب غير قابل قبول نمىتوان براى اسناد جواز مىگسارى به پيامبران پيش از اسلام ، به آن كتب تكيه كرد . و در بعضى از روايات اسلامى وارد شده است كه شراب خوارى در هيچ دين الهى تجويز نشده است . و اگر به علت تحريم شراب در اسلام دقت كنيم ، خواهيم ديد حرمت شراب معلول مستى و از دست دادن فعاليت عقل و خود آگاهى است كه در تمام انسانها و در همهء دورانها از نظر ساختمان فيزيولوژيكى همان اثر را مىتواند به وجود بياورد . از آيهاى كه شراب خوارى را كار شيطانى معرفى مىكند ، روشن مىشود كه اين كار شيطانى از يك زمان معينى شروع نشده است ، زيرا كار شيطانى ، داراى آن پليدى است كه در نوع انسانى اثر پليد خود را به وجود مىآورد ، چه در زمان عيسى مسيح عليه السلام و چه پيش از او و چه پس از او . اين كه بعضى از راويان تحريم خمر را به پس از ده سال از بعثت پيامبر نسبت مىدهند صحت ندارد و اگر تحريم خمر مدتى پس از بعثت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله هم ثابت شود ، معنايش آن نيست كه پيش از آن حلال بوده است ، بلكه ممكن است به جهت عوامل اجتماعى لازم بوده است كه خداوند متعال ابراز رسمى تحريم خمر را به تاخير انداخته باشد . جلال الدين در عنوان ابيات مورد تفسير ونقد وتحليل مىگويد : « در راه زاهدى بود كه امر به معروف مىكرد » اگر شراب خوارى در همان زمان ممنوع و منكر نبود جايى براى نهى از منكر آن زاهد وشكستن سبوى خمر نمىماند . و در مطلب بعدى هم دقت فرماييد :
( ( 3470 ) ) هوش تو بىمى چنين پژمرده است هوشها بايد بر آن هوش تو بست ( ( 3471 ) ) تا چه باشد هوش تو هنگام سكر اى چو مرغى گشته صيد دام سكر
اين مضمون را ناصر خسرو قباديانى چنين آورده است :
گر تو خود مجنونى از بىدانشى پس خويشتن چون دگر باره به مىخوردن همىمجنون كنى