توضيحى در بارهء علم خداوندى كه با كلمهء ماضى يا مستقبل ذكر شده است
در چند مورد از قرآن مجيد مادهء علم الهى در كلمهء ماضى تحققى آمده است « عَلِمَ الله أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ 2 : 235 » ( 1 ) ( خداوند دانست كه شما آنها را به ياد خواهيد آورد ) « عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوه فَتابَ عَلَيْكُمْ 73 : 20 » ( 2 ) ( خداوند دانست كه شما نخواهيد توانست آنها را بشماريد ، باز گشت شما را پذيرفت ) . مسلماً مقصود از فعل ماضى علم ، آن نيست كه خداوند در گذشته موضوعات مزبور را دانست وفعلا نمىداند . همچنين آياتى كه مادهء علم الهى را با فعل مستقبل بيان كرده است . « ومِنْ أَهْلِ اَلْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى اَلنِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ 9 : 101 » ( 3 ) [ كسانى از اهل مدينه به نفاق برگشتند ، تو آنها را نمىدانى نخواهى دانست ) ما آنها را مىدانيم ( لغوى خواهيم دانست ] ) در صورتى كه مقصود دانستن تحقق يافته ايست ، يعنى دانستهايم واكنون هم مىدانيم و براى آينده هم در علم ما ثبت شده است . بنا بر اين مقصود از آياتى كه ظاهرش اتصاف خداوندى به علم پس از بروز حادثه است ، اگر چه دلالت به عدم تحقق علم خداوندى در گذشته مىكند ، ولى چنان كه گفتيم ، اين معنا يك مفاد لغوى محض است كه در تمام افعال خداوندى وارد شده است براى توضيح اين معنى اولا آياتى را در نظر مىگيريم كه علم خداوندى را