غالب شدن مكر روباه وزبون شدن خر از حرص
( ( 2817 ) ) خر بسى كوشيد واو را دفع گفت
ليك جوع الكلب با خر بود جفت
( ( 2818 ) ) غالب آمد حرص وصبرش شد ضعيف
بس گلوها را برد عشق رغيف
( ( 2819 ) ) زآن رسولى كش حقايق داد دست
كاد فقر أن يكن كفر آمدست
( ( 2820 ) ) گشته بود آن خر مجاعت را اسير
گفت اگر مكر است يك ره مرده گير
( ( 2821 ) ) زين عذاب جوع يارى وا رهم
گر حيات اين است من مرده به ام
( ( 2822 ) ) گر خر اول توبه وسوگند خورد
عاقبت هم از خرى خبطى بكرد
( ( 2823 ) ) حرص كور واحمق ونادان كند
مرگ را بر احمقان آسان كند
( ( 2824 ) ) هست آسان مرگ بر جان خران
كه نداند آب جان جاودان
( ( 2825 ) ) چون ندارد جان جاويدان سقى است
جرأت او بر اجل از احمقى است
( ( 2826 ) ) جهد كن تا جان مخلد گرددت
تا به روز مرگ برگى باشدت
( ( 2827 ) ) اعتمادش نيز بر رازق نبود
كه برافشاند بر او از غيب جود
( ( 2828 ) ) تا كنونش فضل بىروزى نداشت
گر چه گه گه بر تنش جوعى گماشت
( ( 2829 ) ) گر نباشد جوع صد رنج دگر
از پىاش هيضه برآرد از تو سر
روايت
« عن الصادق عليه السلام - قال : كاد الفقر ان يكون كفرا وكاد الحسد ان يغلب القدر . » ( 1 ) ( امام صادق عليه السلام فرموده است : فقر نزديك به كفر است و نزديك است كه حسادت به قدر پيروز شود )
هامش
( 1 ) امالى صدوق - نقل از سفينه ج 2 ص 378 . .