گريان شدن امير از نصيحت شيخ وعكس صدق او بر وى زدن وايثار كردن مخزن بعد از گستاخى واستعصام وقبول ناكردن شيخ و گفتن كه من بىاشارتى نيارم تصرف كردن
( ( 2772 ) ) اين بگفت و گريه در شد هاى هاى
اشك غلطان بر رخ او جاى جاى
( ( 2773 ) ) صدق او هم بر ضمير مير زد
عشق هر دم طرفه ديگى مىپزد
( ( 2774 ) ) صدق عاشق بر جمادى مىتند
چه عجب گر بر دل دانا زند
( ( 2775 ) ) صدق موسى بر عصا وكوه زد
بلكه بر درياى پر اشكوه زد
( ( 2776 ) ) صدق احمد بر جمال ماه زد
بلكه بر خورشيد رخشان راه زد
( ( 2777 ) ) رو برو آورده هر دو در نفير
گشته گريان هم امير وهم فقير
( ( 2778 ) ) ساعتى بسيار چون بگريستند
گفت مير او را كه خيز اى ارجمند
( ( 2779 ) ) هر چه خواهى از خزانه برگزين
گرچه استحقاق دارى صد چنين
( ( 2780 ) ) خانه آنِ توست هر چه ميل هست
برگزين خود هر دو عالم اندك است
( ( 2781 ) ) گفت دستورى ندادندم چنين
كه به دست خويش چيزى برگزين
( ( 2782 ) ) من ز خود نتوانم اين كردن فضول
كه كنم من اين دخيلانه دخول
( ( 2783 ) ) اين بهانه كرد ومهره در ربود
مانع آن بد كه عطا صادق نبود
( ( 2784 ) ) گرچه صادق بود وبىغل بود وخشم
شيخ را هر صدق مىنامد به چشم
( ( 2785 ) ) گفت فرمانم چنين داده است إله
كه گدايانه برو چيزى بخواه
ما گدايانه از اين در خواستيم
ور نه از اموال بىپرواستيم
آيه
1 - « اِقْتَرَبَتِ اَلسَّاعَةُ واِنْشَقَّ اَلْقَمَرُ 54 : 1 » ( 1 ) ( ساعت [ وقت ] نزديك شده و ماه از هم شكافت )
توضيح
- موضوع اعجاز را در مجلدات گذشته مشروحا توضيح دادهايم .
هامش
( 1 ) سوره القمر ، آيهء 1 . .