( اى خداى رحمان ، از جنايتى كه كردهام و از گناهانم كه زياد شده است توبه مىكنم ، و اما از عشق ليلى ومحبت به ديدارش هرگز توبه نخواهم كرد .
اگر عاشق در حال جوشش عشق بتواند به گناه وانحرافى كه مرتكب است ، توجه داشته باشد ، كشف مىشود كه هنوز شخصيت به كلى متلاشى نشده ، واحساس مسئوليت در او نمرده است . روى همين احساس اگر محاسبهاى صورت بدهد ، تدريجا جوشش عشق فرو مىنشيند وشخصيت ارزش از دست رفتهء خود را باز مىيابد و از اين جا معلوم مىشود كه آزادى روانى انسانى چقدر قوى وريشه دار است كه مىتواند حتى در حالات عشق نيز خود را بنماياند .
32 - هر چه كه آرامش وسكون معشوق ونمايش بىاعتنايى او به عاشق بيشتر باشد ، جوشش وهيجان عشق شديدتر وسوزانتر مىباشد و اين معنى منافاتى ندارد با آن چه كه جلال الدين در مثنوى آورده است كه عشق از طرف معشوق است كه عشق عاشق را شكوفان و به ثمر مىرساند .
هيچ عاشق خود نباشد وصل جو
كه نه معشوقش بود جوياى او
يا ديگران كه گفتهاند :
تا كه از جانب معشوق نباشد كششى
نالهء عاشق بىچاره به جايى نرسد
عشق دلبر ما ز عشق ما بر او افزونتر است
دلبر از دل نگذرد گر دل ز دلبر بگذرد ( 1 )
زيرا اولا ممكن است سر كشيدن موج عشق از عاشق ، موجب تبادل امواج
هامش
( 1 ) آتشكده حجة الاسلام محمد تقى نير . .