تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
توبه كردم عشق همچون اژدها توبه وصف خلق واو وصف خدا ( 1 ) واللَّه از عشق وجود جان پرست كشته بر قتل دوم عاشقتر است ( 2 ) بىقرارىّ درون عاشقان حاصل آمد از قرار دلستان آن چو كُه در ناز ثابت آمده عاشقان چون برگها لرزان شده ( 3 ) آدمى حيوان نباتى وجماد هر مرادى عاشق هر بىمراد ( 4 ) هيچ عاشق خود نباشد وصل جو كه نه معشوقش بود جوياى او ( 5 ) آمديم آنجا كه در صدر جهان گر نبودى جذب آن عاشق نهان ناشكيبا كى بدى او از فراق كى دوان باز آمدى سوى وثاق ( 6 ) نيست از عاشق كسى ديوانه تر عقل از سوداى او كور است وكر ( 7 ) عشق مستسقى است مستسقى طلب در پى هم اين وهم آن روز و شب در دل عاشق به جز معشوق نيست در ميانشان فارق ومفروق نيست ( 8 ) عشق خود بىخشم در وقت خوشى خوى دارد دم بدم خيره كشى اين بود آن لحظه كاو خشنود شد من چه گويم چون كه خشم آلود شد ( 9 ) عاشقى گر در پى معشوق رفت گر چه بيرون است در صندوق رفت ( 10 )
هامش
( 1 ) دفتر ششم ، ص 367 ب 2 و 3 و 4 . .
( 2 ) دفتر ششم ، ص 375 ب 42 . .
( 3 ) دفتر ششم ، ص 376 ب 46 و 47 . .
( 4 ) دفتر سوم ، ص 206 ب 67 . .
( 5 ) دفتر سوم ، ص 208 ب 17 . .
( 6 ) دفتر سوم ، ص 211 ب 41 و 42 . .
( 7 ) دفتر سوم ، ص 382 ب 9 . .
( 8 ) دفتر ششم ، ص 392 ب 9 . .
( 9 ) دفتر ششم ، ص 411 ب 27 و 27 . .
( 10 ) دفتر ششم ، ص 418 ب 12 . .