( ( 2582 ) ) توبه ها كرده است خر با كردگار
كاو نگردد غرهء هر نابكار
( ( 2583 ) ) توبهء او را به فن برهم زنيم
ما عدو عقل و عهد روشنيم
( ( 2584 ) ) كلهء خر گوى فرزندان ماست
فكرتش بازيچهء دستان ماست
( ( 2585 ) ) عقل كان باشد ز دوران زحل
پيش عقل ما ندارد آن محل
( ( 2586 ) ) از عطارد وز زحل دانا شد او
ما ز داد كردگار لطف خو
( ( 2587 ) ) علَّم الانسان خم طغراى ماست
علم عند الله مقصدهاى ماست
( ( 2588 ) ) تربيهء آن آفتاب روشنيم
ربى الاعلى از آن برمىزنيم
( ( 2589 ) ) تجربه گر دارد او با اين همه
بشكند صد تجربه زين دمدمه
( ( 2590 ) ) بو كه توبه بشكند آن سست خو
در رسد شومى اشكستن در او
آيه
« اَلَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ . عَلَّمَ اَلإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ 96 : 4 - 5 » ( 1 ) خدايى كه نوشتن با قلم را به انسان تعليم كرد و به انسان آن چه را كه نمىدانست آموخت ) « قُلْ إِنَّمَا اَلْعِلْمُ عِنْدَ الله 67 : 26 » ( 2 ) ( به آنان بگو جز اين نيست كه علم در نزد خدا است )
روايت
« قال رسول الله صلى الله عليه وآله ان الأناة من الله والعجله من الشيطان » ( 3 ) ( بردبارى از خداوند وشتاب زدگى از شيطان است ) « سبحان ربى الاعلى وبحمده » ( 4 ) ( تسبيح مىكنم پروردگار اعلايم را وستايش مىكنم او را )
هامش
( 1 ) سوره العلق ، آيهء 4 و 5 . .
( 2 ) سوره الملك ، آيهء 26 . .
( 3 ) سفينه ، ج 1 ص 129 ، نقل از خصال شيخ صدوق . .
( 4 ) ذكر سجده .