تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
همه افراد جامعه كه يك فردش را ابن ملجم وفرد ديگرش را على بن ابى طالب عليه السلام تشكيل مىدهد ، نيست بلكه انسان هشيار ورشد يافته و با تقوى هستند كه نيروى واقع بينى خود را فداى تلقين نمىكنند . آنان به جهت فرا گرفتن اصول ووظايف انسانى وتصفيه نفس توانسته‌اند ، مصونيتى در مقابل بيمارىهاى وا گير تلقينات ناخود آگاهانه به دست بياورند .

2 - آيا راى اكثريت اقليت را به اضافهء نظريه بيش از اقليت در بر ندارد ؟

در نظر ابتدايى چنين است كه مزيت راى اكثريت بدان جهت است كه اقليت را در بر دارد به اضافه كميتى بيش از اقليت ، لذا برترى اكثريت به اقليت ، معلول برترى زيادى بر كمى است . اين مطلب محصول نگرشهاى سطحى در پيچاپيچترين وعميقترين مسائل انسانى است ، زيرا : اولا چنان كه اشاره كرديم اكثريت انسانها در همهء تاريخ از انديشه وارادهء منطقى وواقع بينانه محرومند ، زندگى اكثريت يك پديدهء امضايى ديگران است كه اوراق عمر آنان را پر كرده است . مىدانيم كه امضا كنندگان زندگى اكثريت سه عامل اساسى است : غرايز ، عوامل انسانهاى ديگر ، عوامل طبيعى ، اعم از محيط و اجتماع ، اين عوامل است كه مانند دم و انگشت ناى زن صداى نى وجود اكثريت را به وجود مىآورند وآهنگش را معين مىنمايند ( غرايز مانند دم ، عوامل انسانى وطبيعى مانند انگشتان ) ولذا تمام عوامل پيشرفت كه بوسيلهء اكتشاف وقهرمانىهاى بشر به وجود آمده است ، بوسيلهء يك يا چند عدد در هر دورهاى بوده است . بلى ممكن است اگر انسانها به حال خود گذاشته شوند ، تنها امور جاريه را كه به وجود آمده وتثبيت شده‌اند درك نموده تا حدودى نظر صحيح در اصلاح وتنظيم آنها بدهند ، ولى نمىتوانند به عنوان اكثريت جنبهء پيش روى داشته و به سازندگىهاى جديد دست بزنند .