تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
حال تو هم بيا وعشرت وعيش را شادمانه از سر گير و
آتشى اندر دل خود برفروز رفع چشم بد سپندانى بسوز تو به حال خويشتن مىباش شاد تا بيابى در جهان جان مراد
اگر روبهى خرى را از انديشه وعاقبت بينى محروم ساخته و به سوى مرگش مىكشاند -
گو ببر تو خر مباش وغم مخور