مانند متصدى ادارى يك كارگاه معظم كه صدها مهندس در به وجود آوردن آن شركت نموده ومحصول هزاران مسائل علمى وصنعتى را در آن پياده كردهاند .
متصدى ادارى كارگاه مزبور با يك عده مسائل مربوط به مجموع كارگاه آشنايى دارد وواقعياتى براى او در بارهء كارگاه مزبور از نظر اقتصادى ، حقوقى ، سياسى مطرح ودريافت شده است كه بدون آن واقعيات ، دانش وبينشهاى مهندسين لغو وبىهوده مىباشد .
تفاوت ديگرى كه اسرار با مجهولات دارد ، اين است كه مجهول عبارت از آن تاريكى است كه موجب ناتوانى وترس واضطراب ومحروميت از واقعيات ومزاياى آن مجهول است ، در صورتى كه اسرار عبارت از آن اصول ومبادى عاليه است كه مىتواند پشتيبان روح انسانى در جهان هستى بوده باشد .
مثلًا موقعى كه راز حركت كلى ولو به طور اجمال براى آدمى قابل درك مىگردد مشكلات وناتوانىها واضطرابات معلول حركت ودگرگونى قابل هضم مىباشد و روح آدمى را از متلاشى شدن وياس وگرفتگى نجات مىدهد ، مثلًا وقتى كه احساس مىكند كه به وجود آمدن آدمى و قرار گرفتن آن در مسير تحولات از كودكى به جوانى و از جوانى به ميانسالى و از ميانسالى به كهن سالى وسپس فرسودگى دوران پيرى از راز با عظمتى پيروى مىكند ، هرگز به از دست دادن دوران جوانى وطراوت و قرار گرفتن در پرتگاه پيرى ناراحت وملول نمىگردد .
علت پذيرش وجود اسرار در جهان هستى با نظر گرفتن اختلاف انسانها از حيث استعداد وبرداشت از جهان هستى متنوع مىباشد ، مثلًا گروهى به نظم قانونى جهان مىنگرند ونمىتوانند هستى را در محاصرهء خود آن نظم قرار دهند ومىگويند :
خراميدن لاجوردى سپهر
همان گرد گرديدن ماه و مهر