تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠

نه تنها احتياجى به آوردن مثلهاى زشت نداشته است . بلكه با مقام تعليم و تربيتى او سازگار نيست . لذا از تفسير ابيات مربوط به اين گونه مثلها خوددارى مىكنيم ، لذا تفسير را از سطر 19 كه مطلب را شروع مىكند آغاز مىكنيم . سير مرد عارف در هر لحظه تا بارگاه الهى بوده در صورتى كه سير شخص پارسا در هر ماه راه يك روزه را سپرى مىكند ، لذا ارزش هر روزى از عمر مرد كار به پنجاه هزار سال مىرسد ولى هر روزى از عمر مرد پارسا به مقدار پنجاه هزار سال نمىباشد . عقول آدميان از درك اين راز الهى بر كنار است ، بگو به توهمات وخيالات پا در هوا كه زهره خود را هر گونه مىخواهند بدرند . مردان الهى در مقابل عشق به قدر مويى ترس وواهمه ندارند ، زيرا آنان قربانى آيين عشقند . عشق از اوصاف بندگان الهى ، ترس صفت بندگان مبتلا به اسافل اعضا و شكم مىباشد . تو كه محبت ورزيدن انسانهاى الهى را در قرآن خوانده‌اى محبت خدا را هم به بندگان راستينش بخوان اوصاف الهى كجا ووصف مشتى خاك كجا تاريخ رستاخيز در واقع معين ومحدود است كه بندگان معمولى از آن مىترسند و يا به آن اميدوارند ، اما در اوصاف الهى حد ومرزى وجود ندارد . ( 1 ) اگر بخواهم عشق را شرح كنم صد قيامت مىگذرد و شرح عشق ناتمام خواهد ماند

هامش
( 1 ) در اين مسئله بايد بيشتر دقت شود ، زيرا تمام آيات وروايات معتبر آغاز ورود انسانها را به ابديت رستاخيز معرفى مىكنند . آن چه كه مردان الهى در اين دنيا به دست مىآورند ، رشد و كمال روحانى وتقرب به خدا است كه نتيجه اش از رستاخيز شروع مىشود . .