تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
( كسى كه در راه عائله اش مىكوشد مانند مجاهد در راه خدا است ) گوشزد كرده است . بنا بر اين كار به طور مطلق مىتواند عبادت محسوب شود به شرط پاكى نيت وانگيزهء انسانى . جبران خليل در اين موضوع عبارات بسيار شيوايى دارد كه در زير نقل مىكنيم : « سپس كشاورزى پيش و به پيامبر عرض كرد : اى پيامبر عزيز ، مقدارى در بارهء كار با ما صحبت فرما . پيامبر چنين پاسخ داد : شما به كار وكوشش اشتغال مىورزيد كه بر زمين پناهنده شويد وآرامش به دست بياوريد ، با اين كه خود زمين در سير وتحول دايمى است . انسان تن پرور وبىحال از فصول تكاملى زمين بىگانه بوده واو همان سر گردان وادى بىسر و ته حيات طبيعى است كه از قافلهء متحرك حيات واقع باز مانده است : سير وحركت قافله‌اى كه در فضاى بىنهايت رهسپار به سوى بىنهايت اعلا است تو در آن هنگام كه به كار اشتغال مىورزى ، در حقيقت همان نى بنيادين دستگاه آفرينش هستى كه راز ونياز روزگاران را از درون تو بر مىآورد و به صورت نغمه هاى جاودانى در مىآورد ، مىنوازى . آيا كسى از شما دوست مىدارد بورياى كر ولال بوده باشد در حالى كه تمام موجودات پيرامونش به سرودن نغمه هاى هماهنگ سرگرماند شما از زمانهاى گذشتهء بسيار طولانى مىگوييد : كار ، يك پديدهء نكبت بار ومصيبتى است كه دامان انسانها را رها نمىكند ، ولى من به شما مىگويم : تنها بوسيله كار وكوشش است كه شما مىتوانيد برخى از روياهاى زمين را كه تنها به شما از موقع ولادتتان اختصاص يافته است ، جامهء عمل بپوشانيد . در آن هنگام كه در كارهاى سودمند وشايسته دقت و پشت كار مىگيريد ، در حقيقت دريچهء دلهاى خود را براى محبت وعشق به زندگى مىگشاييد ، زيرا كسى كه به وسيلهء كار سودمند به زندگى محبت مىورزد ، اعماق پوشيدهء خود را در