مدعى گاو خشونتهاى گذشته را تجديد نموده به فقير گفت : زود باش اى نابكار ، گاوم را بده ، از خدا شرم داشته باش . شگفتا -
اين چنين ظلم صريح ناسزا
مىرود در عهد پيغمبر هلا
گاوم را كشته و بدون ترس و هراس آن را خورده ، مىپرسم كه گاوم را خوردهاى ؟ لئيم تبه كار به تزوير بازى خود مىافزايد و مىگويد : من دعا كردهام مستجاب شده است اى پيامبر الهى آيا رواست كه گاوى را كه مال من بوده است خداوند بدون علت به او بدهد ؟