( ( 3786 ) ) خون همىگويد من آيم هين مريز
يوسفم گرگ از توام اى پر ستيز
( ( 3787 ) ) تو نمىبينى كه يار بردبار
چون كه با او ضد شوى گردد چو مار
( ( 3788 ) ) لحم او و شحم او ديگر نشد
برقرار اوّل است آن سان كه بد
( ( 3789 ) ) شمع مريم را بهل افروخته
كه بخارا مىرود آن سوخته
آيه
« قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا . » 19 : 19 ( 1 ) [ موقعى كه حضرت مريم از ديدن فرشته به شكل انسان به خداوند پناه برد ، آن فرشته ] ( گفت : من فرستادهء خداى تو هستم ، تا براى تو پسر پاكيزهاى ببخشم . )
( ( 3773 ) ) مريما بنگر كه نقش مشكلم
هم هلالم هم خيال اندر دلم
در تجسم موجود مجرد در قلمرو طبيعت درون ذات و برون ذات متحد مىشوند
مضمون اين بيت فوق العادهء مهم به نظر مىرسد و جلال الدين در اين بيت تجرد فرشتگان را به خوبى مجسم ساخته ، توصيف شگفت انگيزى در موضوع تجرد نموده است .
براى توضيح و تحليل اين مضمون چند بيت از ابيات عنوان قبلى ( پيدا شدن روح القدس به صورت آدمى بر مريمعليها السلام . . . ) را هم متذكر مىشويم . جلال الدين در آن ابيات چنين گفته بود .
ديد مريم صورتى بس جان فزا
جان فزايى دل ربايى در خلا
پيش او بر رست از روى زمين
چون مه و خورشيد آن روح الامين
هامش
( 1 ) سوره مريم ، آيهء 19 . .