راه مبتنى شمردن آزادى اراده بر محدوديتهايى كه فيزيك جديد براى قانون عليت قائل شده است به كار مىرود ، هر چند كه اين دو مطلقا وجه مشتركى ندارند . دلائل علمى وجود خدا به همين نوع برون يا بى تعلق دارد . از سوى ديگر شاهد مثال مقاومت سخت كليسا را با دستگاه كپرنيك در دست داريم ، يا از آن تازه تر اعتراضى همگانى را كه بر ضد نظريه اينشتين بر انگيخته شده آن هم بنام ملاحظات عاطفى يا نظرهاى سياسى كه سنخيتى با دانش ندارند ، اما اگر حال بدين سان است سؤالى اساسى در برابر ما مطرح مىشود كه نتايج زيادى بر آن مترتب است : اگر درست است كه موضوعهاى فكر ما به اين اندازه مسائل كاذب از كار در مىآيند ، اگر درست است كه معنى » واژه « » حقيقت « گاهى بر حسب نظر گاهى كه انتخاب مىكنيم عوض مىشود پس بايد گفت كه معرفت علمى ما از نسبيت مبتذلى سر در مىآورد ؟ پس بايد گفت كه قضاوت درست و حقيقت مطلق مستقل از نظر گاهى خاص وجود ندارد ؟ اگر چنين مىبود ناگوار مىبود . نه ، دانش قضايا و احكام قطعى مقرر مىدارد ، همچنان كه اخلاق ارزشهايى اساسى بنيان مىگذارد و اين قضايا و احكام و ارزشها در راس سلسله مراتب خاص خود جاى مىگيرند . در علوم دقيقه ، ثابتهاى معروف به ثابتهاى مطلق مانند كوانتوم اوليه الكتريسته كوانتوم اوليه كنش و جز آن را براى مثال نام مىبرم : وجود اين ثابتها با هر روشى كه تعيين شوند ، همواره تاييد مىشود . مىتوان گفت كه حد نهايى پژوهش علمى كشف چنين ثابتهايى و ربط دادن مجموع فرايندهاى فيزيكى و شيميايى به آنهاست . در قلمرو مذهب و اخلاق حال به همين سان است در اين جا نيز نظر گاهى كه قرار گاه ماست و بر حسب حالات و كيفيات اختيار مىشود غالبا نقش عمده ايفا مىكند . بدين سان است كه اقتضايى اخلاقى چون صميميت گاهى مختنق مىگردد يا دور زده مىشود . از دروغهاى محض رعايت نزاكت كه مواضعات اجتماعى ممكن است از ما طلب كنند و كسى را هم نمىفريبد
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 44
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٤