جمع و تفريق ميان نفى و اثبات يك چيز از روى نسبت و اختلاف جهت
نسبت اثبات با نفى از نخست
گر بيانش مىكنى بر گو درست
( ( 3658 ) ) نفى آن يك چيز و اثباتش رواست
چون جهت شد مختلف نسبت دوتاست
( ( 3659 ) ) ما رميت إذ رميت از نسبت است
نفى و اثبات است و هر دو مثبت است
( ( 3660 ) ) آن تو افكندى كه بر دست تو بود
تو نيفكندى كه حق قوّت نمود
( ( 3661 ) ) زور آدم زاده را حدّى بود
مشت خاك اشكست لشكر كى شود
( ( 3662 ) ) مشت مشت توست و افكندن ز ماست
زين دو نسبت نفى و اثباتش رواست
( ( 3663 ) ) يعرفون الانبياء اضدادهم
مثل ما لا يشتبه اولادهم
( ( 3664 ) ) همچو فرزندان خود دانندشان
منكران با صد دليل و صد نشان
( ( 3665 ) ) ليك از رشك و حسد پنهان كنند
خويشتن را بر ندانم مىزنند
( ( 3666 ) ) پس چو يعرف گفت چون جاى ديگر
گفت لا يعرفهم غيرى فذر
( ( 3667 ) ) انهم تحت قبابى كامنون
جز كه يزدانشان نداند ز آزمون
( ( 3668 ) ) هم به نسبت گير اين مفتوح را
كه بدانىّ و ندانى نوح را
زين نمط بسيار آمد در خبر
كان به نسبت باشد اى جان معتبر
آيه
« وَما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلكِنَّ الله رَمى » 8 : 17 ( 1 ) ( [ آن يك مشت سنگ ريزه و خاك را ] تو نينداختى وقتى كه انداختى بلكه خدا آن را انداخت ) . « اَلَّذِينَ آتَيْناهُمُ اَلْكِتابَ يَعْرِفُونَه كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ اَلْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ . » 2 : 146 ( 2 )
هامش
( 1 ) سوره الانفال ، آيهء 7 . .
( 2 ) سوره البقرة ، آيهء 146 . .