تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
مهمان عزيزى كه سالها انتظار آن را بكشد به مرگ خير مقدم نگويد ؟ در حالى كه ناله هاى دردمندان دورترين نقطهء زمامداريش در گوش و قلب او طنين انداز بوده و جهان پهناور زندگى را براى او مبدل به يك سيه چالى مىكرد كه با دست و پاى بسته در زنجير نتواند در آن سيه چال نفسى به آرامش بر آورد زندگى بىاندازه تلخ است براى آن انسان دادگر مطلق كه شاهد كندن خلخال بستم از پاى دخترى است كه در قلمرو زمامدارى آن دادگر است ، گو كه آن دختر مسلمان و هم عقيدهء او نباشد . اگر تسليم محض بودن در مقابل عدالت و ناچيز شمردن مال و جان و اقربا و شهرت همان ارزش را دارا است كه على عليه السلام با كردارش نشان مىداد ؟ اگر وحشت و هراس از كوچكترين ستمكارى به حقوق زندگان به آن طور است كه على عليه السلام داشت و مىفرمود : اگر تمامى دنيا را با آن چه كه در آن است در مقابل ستم بمورى با كشيدن جوى از دهانش ، به من ببخشند ، من نخواهم كرد . حقيقت جاودانى عدالت است كه مىگويد . على عليه السلام از غوغاى مرگ و غائله پس از مرگ نگرانى ندارد . تاريخ شرم آور و پر ننگ فرزندان ناخلف آدم با تمامى صراحت مىگويد : ننگ باد بر اولاد آدم ، كه هنگام ياد آورى ستيزه جويى و جنگاورى آنان ، حتى فضاى پهناور با تمامى ستارگانش كه ناظر و گواه كردارهاى اين خاك نشينان مىباشد ، سر افكنده و شرمنده مىگردد . درندگى اولاد آدم و زير پا گذاشتن آنان اصول انسانيت را در معركهء رزم جويى به حدى بىباكانه و ستمگرانه است كه حتى وحوش بيابان و جنگلها نيز بان اندازه عنان گسيخته نيستند . آيا انسان دشمن هنگامى كه بداند سوزاندن دشمن با آتش سريعتر و نابود كننده تر است ، مهلت مىدهد تا دشمن را با آب خفه كند . ؟ البته نه . آرى ، يقيناً اگر در آب خفه كردن دشمن و يا كشتن با تشنگى زودتر و بهتر
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 415 | محمد تقي جعفري