جريانات طبيعى به معناى اعم در افكار دانشمندان اقتضا كرده است كه پديده هاى حياتى را نيز يك عده مسائل ساده مكانيكى جلوه دهند .
البته اين روش تا آن جا كه نمود و نتيجه كاوش وابسته به عوامل طبيعى است پيروزى و رسميت قابل توجهى پيدا نموده است . مثلًا گفته مىشود خاصيت سلول فلان پديده است . ماده كلوئيدى يا سريشمى چنين اقتضا مىكند ، در حالت انفراد فعاليت معين و در حال اجتماع خواص ديگرى دارند .
روشنايى علمى ما در اين حدود قابل توجه و تا اندازهاى موضوع زندگى را از محبوس شدن در زندان خيال رهايى مىبخشد .
ولى نكته با اهميتترى كه افكار بشرى در جستجوى راه حل آن بسر مىبرد ، اين است كه آيا اين مقدار روشنايى موضوع ، تمامى آرمان علمى و فلسفى واقعى ما را راجع به حقيقت و پديده زندگى بر مىآورد .
و اگر چنين فرض شود كه امثال هنرى برگسون كه از حيث عدد و قدرت فكرى كمتر از امثال لوب نيستند ، به كدامين علت در حقيقت زندگى با فرمولهاى وسيع و طولانى فلسفه نظر نموده ، گاهى هم از خستگى بشعر سرودن مىپردازند ؟ تعيين مواد زندگى و فعاليتها و چگونگى خواص آنها شبيه به تعيين مواد مخ و فعاليتها و چگونگى خواص آنها است : بلى هيچ كس منكر نيست كه مواد مغزى عبارت از سلولها و اعصاب مختلف الشكل و بافتهاى دقيق است .
همچنين تا حدود زيادى روشن است كه هر يك از حافظه و تخيلات و اراده و تفكر مراكز مادى معينى دارند ، با همهء اين روشنايىها دستگاه روان شناسى را نمىتوان به اجبار با قوانين
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 393
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٩٣