2 - بايد بپذيريم كه قانون عليت به پيروى تحرك و تحول دائمى جهان و اجزاء آن ، مانند فوتونهاى نور ريزش مىكند .
سنگ بر آهن زنى آتش جهد
هم به امر حق قدم بيرون نهد
سنگ و آهن خود سبب آمد و ليك
تو به بالاتر نگر اى مرد نيك
كاين سبب را آن سبب آورد پيش
بىسبب هرگز سبب كى شد ز خويش
اين سبب را آن سبب عامل كند
باز گاهى بىپر و عاطل كند ( 1 ) آن سببها كانبيا را رهبر است
آن سببها زين سببها برتر است
اين سبب را محرم آمد عقل ما
و ان سببها راست محرم انبيا
اين سبب چبود ؟ به تازى گو رسن
اندر اين چَه اين رسن آمد به فن
گردش چرخ اين رسن را علت است
چرخ گردان را نديدن زلَّت است
اين رسنهاى سببها در جهان
هان و هان زين چرخ سر گردان مدان ( 2 ) چار طبع و علت اولى نيم
در تصرف دايماً من باقيم ( 3 ) هست بر اسباب اسبابى دگر
در سبب منگر در آن افكن نظر ( 4 )
جلال الدين در ابيات فوق دو مطلب مهم را تذكر مىدهد :
مطلب يكم - قانون سببيت ( عليت ) در جهان هستى جريان دارد و اين جاى ترديد نيست ، وقتى كه تو سنگ را بر آهن بزنى شرارهاى از آن بر مىآيد ، دو مادهء مستعد وقتى كه اصطكاك شديد با يكديگر داشته باشند ، معلولى را كه شراره است ، ايجاد مىكنند .
هامش
( 1 ) دفتر اول ، ص 19 بيت 67 تا 70 . .
( 2 ) دفتر اول ، ص 20 بيت 1 تا 15 . .
( 3 ) دفتر دوم ، ص 104 بيت 10 . .
( 4 ) دفتر سوم ، ص 177 بيت 27 . .