دلايلى نيز دارد : ( 1 ) اوّل : على بن ابى طالب در نهايت تيزهوشى و ذكاوت بود و در تعلّم و فراگيرى بسيار آزمند . از كوچكى تا هنگام جدايى ، شب و روز ملازمت بسيارى با پيامبر كه در علم و فضل كاملترين آدميان بود داشت .
بالضروره روشن است كه چنين شاگردى ملازم با چنين معلّمى كامل كه در آموزش دادن بسى آزمند است و از شاگرد در فراگرفتن ؛ شاگردى در نهايت كمال و اوج فضل و دانش ، خود برهانى قطعى و لمّى است كه در آن اختلافى به چشم نمىخورد .
( 2 ) دوم : خداوند در حقّ او مىفرمايد :
وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ
. « 1 » - ثعلبى « 2 » - در تفسير اين آيه مىگويد : پيامبر اكرم ( ص ) فرمود : از خداوند عزّ و جلّ خواستم آن را گوش تو قرار دهد اى على .
ابو نعيم حافظ شافعى « 3 » - به اسناد خود مىگويد : پيامبر اكرم ( ص ) فرمود : اى على ! خداوند عزّ و جلّ به من دستور داده است تا تو را به خود نزديك كنم و دانشت آموزم ، پس اين آيه نازل شد :
وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ
، « 4 » پس تو گوشهاى شنواى علم من هستى .
( 3 ) سوم : پيامبر اكرم ( ص ) فرموده است : داورترين شما على « 5 » - است و داورى و قضا
هامش
( 1 ) حاقّه / 12 ؛ و گوشهايى شنوا آن را مىنيوشند .
( 2 ) تفسير ثعلبى ، نسخهء خطى ، ص 202 .
( 3 ) حلية الاولياء 1 / 67 .
( 4 ) ابن ميثم بحرانى در قواعد المرام / 183 مىگويد :
« بيشتر مفسّران پذيرفتهاند كه اين آيهء كريمه :وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌدر حقّ على ( ع ) نازل شده است و اختصاص حضرت ( ع ) به فزونى درك مستلزم اختصاص ايشان است به فزونى علم .
بنگريد به سخن ابن طلحهء شافعى كه اربلى آن را در كشف الغمّه 1 / 119 - 120 نقل كرده است .
( 5 ) مجمع الزوائد 9 / 14 + الاستيعاب في هامش الاصابة 3 / 38 + حلية الأولياء 1 / 65 - 66 .